الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
96
كفاية الأصول ( فارسى )
تلخيص المطالب گفتگويى ساده با مرحوم آخوند در رابطه با مطالب فصل اوّل براى مادهء امر يعنى ( أ - م - ر ) معانى زيادى ذكر شده است و لكن مرحوم آخوند ، دو و يا سه تا از اين معانى را پذيرفته است ، از جمله : 1 - طلب ، فى المثل : 2 - فعل ، فى المثل : فيما امر فرعون برشيد ، كار فرعون ، كار خوبى نبود . 3 - شىء ، فى المثل : رأيت اليوم امرا عجيبا ، امروز چيز عجيبى ديدم . و امّا ساير معانى كه براى مادهء امر شده است از باب اشتباه مصداق به مفهوم صورت گرفته است ، بدين معنا كه : - در مورد كلمهء امر مصداقى وجود دارد كه برخى خيال كردهاند كه اين مصداق ، مفهوم كلمهء امر است ، و حال آنكه چنين نيست . فى المثل : در ذيل عبارت ( جئت لامر كذا . . . ) گفتهاند كه ( امر ) در اينجا به معناى فرض است ، و حال آنكه ( امر ) در اينجا به معناى فعل است . يعنى آمدهام براى فلان كار ، حال اين كار يا خريدن لباس است ، يا تجارت فلان مصنوع است و هكذا . . . ، حال هريك از اين كارها و يا هر كار ديگرى كه باشد مصداق غرض است و نه خود غرض . - به عبارت ديگر : هريك از اين افعال و يا كارها هرچه كه باشند . آن ( لام ) لامر به معناى غرض است و بر هريك از اين كارها صدق مىكند . - پس : مفهوم امر عبارتست از فعل و اين فعل هرچه باشد مصداق غرض است ، و حال آنكه برخى خيال كردهاند كه كلمهء ( امر ) به معناى غرض است و اين همان اشتباه مصداق به مفهوم است . * جناب آخوند سپس مىفرمايد : ادّعاى اجماع شده است بر اينكه در اصطلاح صرف و نحوى ، كلمهء امر ( يعنى : افعل ) ، از معناى اصلىاش كه طالب يا فعل و يا شىء باشد نقل شده است كه صيغهء مخصوص يعنى افعل و ما فى معناها ، مثل : اكتب ، اجلس ، اضرب و . . .