الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
56
كفاية الأصول ( فارسى )
خير ، با مادهء طلب و يا مادهء امر هم انشاء مىشود : مثل : اطلب منك يا امرك بكذا . * حاصل مطلب ( و لو ابيت الّا عن كونه موضوعا للطلب فلا اقل من كونه ) چيست ؟ اين است كه جناب آخوند مىفرمايد : اگر از قبول رأى ما امتناع ورزيد ، اصرار كنيد كه ( امر ) براى مفهوم كلّى طلب و به عبارت ديگر براى كلّى و قدر جامع و يا مطلق الطلب وضع شده است و اختصاص به طلب انشائى ندارد ، به شما مىگوئيم : به فرض كه وضع ( امر ) ، براى خصوص طلب انشائى را انكار كنيد ، انصراف امر به طلب انشائى را كه نمىتوانيد انكار كنيد . يعنى : حد اوّل اين است كه : از اطلاق لفظ ( امر ) و استعمال آن بدون قرينه ، طلب انشائى به ذهن مىآيد ، و ذهن منصرف و متمايل به طلب انشائى مىشود . * سبب اين انصراف چيست ؟ غلبهء استعمال لفظ امر در طلب انشائى است كه موجب انس ذهن با اين معنا مىشود ، و عند الاطلاق بر همين طلب انشائى حمل مىشود . * مراد از ( كما هو الحال فى لفظ الطّلب ايضا ) چيست ؟ اين است كه : واژهء ( طلب ) نيز مثل لفظ ( امر ) است ، بدين معنا كه عند الاطلاق به طلب انشائى منصرف مىشود . فى المثل : اگر شما به فرزندتان بگوئيد : اطلب منك كتابة رسالة ، ابراز و اظهار طلب به ذهن مىآيد . و نه اينكه صرفا يك ميل قلبى باشد . به عبارت ديگر : معناى طلب درعينحال كه عام است و شامل طلب حقيقى و انشائى هر دو مىشود لكن در اثر كثرت استعمال ، انصراف پيدا كرده در طلب انشائى و لذا به مجرد شنيدن كلمهء طلب و يا جملهء مثلا : طلب المولى عبده بكذا ، طلب انشائى در ذهن متصوّر مىشود . * مقدمة بفرمائيد ( اراده ) بر چند قسم است ؟ بر دو قسم : 1 - حقيقى 2 - انشائى . * ارادهء حقيقى چيست ؟ از كيفيّات نفسانيّه و معانى قائم به ذات مىباشد كه عبارتست از حقيقت تمايل و نزوع . * ارادهء انشائيه چيست ؟ ارادهاى است كه با صيغهء افعل و امثال آن انشاء مىشود ، يعنى با نفس گفتن افعل ، انشاء اراده مىشود .