الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
53
كفاية الأصول ( فارسى )
يا مادّه طالب و يا مبرّز ديگرى اظهار كند . فى المثل : بگويد : جئنى بالماء . - مادهء افتراقشان در دو جاست : - يكى آنجا كه طلب انشائى باشد لكن حقيقى نباشد . مثل آنجا كه امر را به داعى تعجيز يا تهديد و يا تسخير صادر مىكند . - يكى آنجا كه طلب حقيقى اسست ، لكن انشاء نمىشود ، مثل آنجا كه شما حقيقتا طالب چيزى هستيد لكن بدليل موانعى آن را ابراز و انشاء نمىكنيد . نكته : هيچگونه تلازمى ميان طلب انشائى با طلب حقيقى وجود ندارد . * مقدمة بفرمائيد ، حمل از نظر علماى منطق بر چند قسم است : بر دو قسم است : 1 - حمل اوّلى ذاتى 2 - حمل شايع صناعى * حمل اوّلى ذاتى چيست ؟ اين است كه : موضوع و محمول مفهوما و مصداقا يكى بوده باهم متحدند ، مثل : الانسان - حيوان ناطق . به عبارت ديگر : گاهى نفس طبيعت و ماهيّت بر خودش حمل مىشود ، فى المثل : الانسان ، انسان . * حمل شايع صناعى چيست ؟ اين است كه : موضوع و محمول مصداقا باهم متحدند و لكن مفهوما متغايرند ، مثل : زيد انسان . به عبارت ديگر : گاهى طبيعت بر فردى از افراد و مصداقى از مصاديق خودش حمل مىشود اعم از اينكه اين مصداق : 1 - مصداق ذهنىاش باشد ، مثلا گفته شود : انسان ذهنى و متصوّر در ذهن انسان است . 2 - يا مصداق خارجى و حقيقىاش باشد ، فى المثل گفته شود : زيد خارجى ، انسان است . 3 - و يا فرد انشائى آن باشد ، فى المثل گفته شود : طلب انشائى ، طلب است و يا ملكيّت انشائى ، ملكيّت است . حال : از نظر مشهور حمل طبيعت بر مصداق ، از نوع حمل شايع صناعى است ، و لذا فرقى ميان فرد ذهنى و خارجى و انشائى وجود ندارد . * نظر صدر المتألهين در مورد اين حمل چيست ؟ او حمل طبيعت بر مصداق حقيقىاش را حمل شايع صناعى مىداند و نه بر مصداق ذهنى و يا انشائى .