الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

45

كفاية الأصول ( فارسى )

* چه پاسخى به سؤال اخير داده شده است ؟ در پاسخ به اينكه منشا و سرچشمه ظهور امر در وجوب چيست ، بطور كلى سه قول وجود دارد : 1 - قدما قائلند كه ظهور لفظ امر در وجوب به توسط وضع واضع است يعنى : واضع لفظ امر را وضع كرده براى طلب وجوبى به نحوى كه وجوب قيد طلب و داخل در موضوع له است . 2 - برخى از جمله مرحوم آقا ضياء و . . . گفته‌اند : وجوب قيد موضوع له نيست بلكه موضوع له ، اصل مطلب است ، لكن وجوب قيد مستعمل فيه است . يعنى كه وجوب ، از اطلاق كلام عند الاستعمال فهميده مىشود . 3 - برخى از متأخرين از جمله مرحوم محقق اصفهانى ، مرحوم مظفّر و جناب خوئى ( ره ) و . . . مىگويند : ظهور در وجوب به حكم عقل است . يعنى : لفظ ( امر ) وضع شده براى طلب عالى از دانى كه در مقام استعمال نيز در همين معنا استعمال مىشود . * نظر مرحوم آخوند چيست ؟ از عبارات ايشان نيز همچون قدما ظهور وضعى فهميده مىشود . * چرا ؟ زيرا : فرموده است : لفظ الامر حقيقة فى الوجوب ، و حقيقت هم يعنى موضوع له . * نظر شما در اين مسئله چيست ؟ اين است كه : وجوب ، نه قيد موضوع له است و نه قيد مستعمل فيه بلكه به حكم عقل فهميده مىشود . به عبارت ديگر : از جمله امورى كه عقل در آنها مستقلا حكومت دارد باب اطاعت مولى است يعنى : اگر مولى چيزى را از تو كه بندهء او هستى طلب كند ، اقتضاى مولويّت از جانب او ، و عبوديت از طرف تو مستلزم اين است كه : از بعث او منبعث بشوى و از تحريك او متحرك گردى و از منع او قبول منع كنى ، و اين لزوم عقلى را تعبير مىكنند به وجوب . البته ، تا مادامىكه خود مولى رخصت و اذن در مخالفت به تو نداده وجوب مزبور به قوّت خود باقى است . نكته : آنچه در اينجا مهم است اصل ظهور است ، چرا كه ثمرهء عملى برآن مترتب است و نه منشا ظهور ، چونكه ثمرهء عملى ندارد . نكته : در مطالب قبل گفته شد كه برخى اصوليين فرموده‌اند : لفظ امر ظهور در مطلق الطلب