الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

15

كفاية الأصول ( فارسى )

فى المثل : 1 - در قرآن كريم در سورهء هود آيهء 40 درباره حضرت نوح آمده است : فَإِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ . . . اى فعلنا العجيب . 2 - و در همان سوره مباركه آيهء 82 دربارهء قوم لوط آمده است : - ( فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً . . . ) ، اى جاء فعلنا العجيب . 5 - گاهى در ( شىء ) استعمال مىشود فى المثل : 1 - رأيت اليوم ، امرا عجيبا ، اى شيئا عجيبا . 2 - حاجى سبزوارى در منظومه فرموده است : ازمة الامور طرّا بيده * و الكلّ مستمدّة من مدده يعنى : زمام همهء اشياء در دست قدرت الهى بوده و همه از او استمداد مىكنند . 6 - گاهى در ( حادثه ) به كار مىرود ، مثل : امر كربلا من اعظم القضايا . يعنى : حادثهء كربلا عجيب است . 7 - گاهى نيز در ( غرض ) استعمال مىشود ، مثل : جئت لامر كذا ، اى لغرض كذا . * نحوه استعمال امر و دلالت آن بر معانى مذكور چگونه است ؟ چهار احتمال وجود دارد : 1 - اينكه مشترك لفظى باشد در ميان اين معانى ، يعنى : براى هريك از آنها به صورت علىحدّه وضع شده باشد . 2 - اينكه مشترك معنوى و به عبارت ديگر به نحو قدر مشترك باشد در ميان آنها ، يعنى براى كلى و قدر جامع آنها وضع شده و هريك از معانى مذكور مصداقى از آن معناى كلى است . 3 - اينكه به نحو حقيقت و مجاز باشد ، بدين معنا كه در يكى از آنها حقيقت باشد و در بقيه به صورت مجاز استعمال شود . 4 - اينكه : در برخى از اين معانى مشترك لفظى و در برخى ديگر مشترك معنوى باشد . * كداميك از اقوال فوق صحيح است ؟ قول چهارم صحيح است ، چرا كه اقوال ديگر باطل است . * چرا قول اوّل باطل است ؟ زيرا : اشتراك لفظى مستلزم تعدّد وضع است ، تعدّد وضع دليل مىخواهد ، دليلى هم در اينجا