الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

129

كفاية الأصول ( فارسى )

ترجمه مبحث سوّم : ( جملهء خبريّه در مقام انشاء ) آيا جملات خبريّه‌اى كه در مقام طلب و بحث استعمال مىشوند ، مثل ( يغتسل ) بايد غسل كند و ( يتوضّا ) بايد وضو بگيرد و ( يعيد ) بايد اعاده كند ظهور در وجوب دارند يا به دليل تعدّد مجازات در اين جملات خبريّه اين‌طور نيست ، و وجوب ، پس از تعذّر حمل اين جملات خبريّه بر معانى حقيقىشان يعنى خبر دادن به ثبوت نسبت و حكايت از وقوع آن ، از هيچ‌يك از مجازات اقوى نمىباشد . ظاهر ، رأى اوّل است كه ظهور جملات خبريّه در وجوب است ، بلكه ظهور و دلالتشان بر وجوب ، از دلالت صيغهء افعل در وجوب بيشتر و مؤكّدتر است . ( عدم استعمال جملهء خبريّه در معناى انشاء ) و لكن مخفى نماند كه جملات خبريّه‌اى كه در آن مقام يعنى طلب استعمال مىشوند ، در غير معانى خود استعمال نشده بلكه مستعمل در همان معانى مربوط به خود مىباشند ، لكن نه به انگيزه اعلام بلكه به انگيزه بعث به نحو آكد ، چرا كه مخبر در مقام طلب از وقوع مطلوبش خبر داده است تا كه اظهار كند كه راضى نمىشود مگر با وقوع آن . پس دلالت خبر بر بعث از دلالت صيغهء امر آكد مىباشد ، چنان كه در تمام صيغ انشائى حال به همين منوال است يعنى بطور كلّى در معانى ايقاعيّه استعمال مىشوند و لكن به دواعى و انگيزه‌هاى ديگر چنان كه توضيحش قبلا گذشت . ( اشكال ) چگونه ( درحالىكه اگر واقعا چنين باشد و مخبر در مقام بعث از مطلوبش خارج خبر بدهد ) چه‌بسا ( اين معنا ) بخاطر كثرت عدم وقوع مطلوب در خارج مستلزم كذب و خلاف واقع بشود ( و بدين ترتيب در جملات اخباريهء صادره از خداى تعالى به داعى بعث و طلب به حضرتش اسناد كذب داده شود ) كه تعالى اللّه و اولياؤه عن ذلك علوّا كبيرا . ( پاسخ ) زيرا گفته مىشود : كذب وقتى لازم مىآيد كه مخبر اين جملات را به انگيزهء اخبار و اعلام به كار