الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

98

كفاية الأصول ( فارسى )

دلالت دارد يا ندارد ؟ اگر دلالت داشته باشد مستلزم اينست كه : دال و مدلول متحد باشند ، يعنى : ( ز ، ى ، د ) هم دال باشد و هم مدلول ، كه اين امر محال است . و اگر دلالت نداشته باشد مستلزم اينست كه : قضيه مزبور موضوع نداشته باشد چرا كه لفظ موضوع بر معنايش دلالت ندارد . در نتيجه قضيه از دو جزء تركيب شده باشد ، و بطلان اين امر نيز بديهى است . * چرا چنين تركيبى باطل است ؟ زيرا يك جزء آن محمول و جزء ديگرش نسبت است و نسبت نيز بدون طرفين يعنى : موضوع و محمول تحقق نمىيابد . * قبل از بيان دوبارهء اشكال صاحب فصول مقدمة بفرماييد در باب دلالت چه امورى مطرح است و معناى هريك چيست ؟ سه چيز مطرح است : دال ، مدلول ، دلالت . دال عبارتست از چيزى كه مرات و حكايتگر چيز ديگرى است . مدلول ، آن چيزى است كه بواسطهء دال ، حكايت مىشود . دلالت ، همان كشف و حكايت است . * به كدام يك از دال و مدلول و يا حاكى و محكى نظر الى و يا استقلالى مىشود ؟ به حاكى يا دال نظر آلى مىشود و به محكى يا مدلول نظر استقلالى ، چرا كه حاكى يا دال در محكى يا مدلول فانى مىشود . * وجود بر چند قسم است ؟ بر چهار قسم است : 1 - خارجى ، 2 - ذهنى ، 3 - لفظى ، 4 - كتبى . * آيا قضيّه نيز از اين مراتب مختلفه وجود برخوردار است ؟ بله ، قضيه نيز داراى : 1 - وجود لفظى ، 2 - وجود كتبى ، 3 - وجود خارجى ، 4 - و وجود ذهنى است . * وجود لفظى قضيّه چيست ؟ همان الفاظى است كه بعنوان موضوع و محمول از لسان متكلم خارج مىشود و به آن قضيّه لفظيه مىگويند . مثل : زيد يضحك . * وجود كتبى قضيّه چيست ؟ هر قضيه‌اى است كه در هر كتابى نوشته شده و يا مىشود .