الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
90
كفاية الأصول ( فارسى )
پس : استعمال لفظ در معناى مجازى تابع ترخيص واضع نيست و تابع طبع است . * شاهد مثال بر اين مطلب چيست ؟ اشتراك اغلب معانى مجازيّه در زبانهاى مختلف است ، يعنى : اگرچه اهل لغتهاى مختلف با يكديگر اختلاف زبانى دارند ، لكن در مقام استعمال مجازى باهم اتفاق نظر و اشتراك دارند . فى المثل : در تمام زبانها ، از رجل شجاع تعبير به شير مىكنند و يا از مرد پليد تعبير به حمار مىكنند و يا از رجل مكار تعبير به روباه مىكنند . * دلالت لفظ بر معنا بر چند قسم است ؟ بر سه قسم است : عقليّه ، طبيعيّه و وضعيّه . * حالت لفظ خود بر چند قسم است ؟ بر دو قسم است : لفظيّه و غير لفظيّه . * دلالت لفظيّه خود بر چند قسم است ؟ بر دو قسم است : تصوّريّه و تصديقيّه . * دلالت تصوّريّه يعنى چه ؟ يعنى : ذهن به مجرد شنيدن لفظى از جانب لافظ به معناى موضوع له ان لفظ منتقل و يا به عبارت ديگر آن معنا را در خود تصوّر مىكند ، اعم از اينكه آن معنا مورد نظر لافظ باشد يا نه ؟ * دلالت تصديقيّه چيست ؟ عبارتست از : دلالت كردن لفظ بر معناى آن مبنى بر اينكه متكلّم آن معنا را قصد و اراده كرده باشد و قصدش تفهيم آن به مخاطب باشد . مثل : محمد جالس و يا اذهب الى السوق و هكذا . . . * وضع به لحاظ خود لفظ بر چند قسم است ؟ بر دو قسم است : 1 - شخصى . 2 - نوعى . 1 - گاهى واضع لفظ را بنفسه تصور مىكند كه اين را وضع شخصى مىگويند . مثل : محمد كه در وضع خاص و موضوع له خاص تصوّر مىشود ، و انسان كه در وضع عام و موضوع له عام مورد لحاظ واقع مىشود . 2 - گاهى واضع لفظ را بوجهه تصوّر مىكند كه اين را وضع نوعى مىگويند . مثل : وضع هيئتها ، همچون ماضى ، مضارع ، اسم فاعل و . . . . * آيا حقيقتا اين وضع است كه به شخصى يا نوعى تقسيم مىشود ؟