الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
21
كفاية الأصول ( فارسى )
* عرضى كه بدون واسطه بر معروض ( ذات ) عارض مىشود خود بر چند قسم است ؟ بر سه قسم : 1 - عرضى كه مساوى با معروض است . مثل : تعجب كه بر انسان حمل مىشود : الانسان متعجّب . 2 - عرضى كه اعم از معروض است . مثل : عروض حيوان كه جنس اعم است بر ناطق كه فصل مساوى است . 3 - عرضى كه اخص از معروض است . مثل : عروض ناطق كه فصل است بر حيوان كه جنس است . * واسطه بر چند قسم است ؟ بر سه قسم : واسطهء در ثبوت ، واسطهء در اثبات ، واسطهء در عروض . * واسطهء در ثبوت چيست ؟ همان علت وجود و تحقق و ثبوت عرض براى معروضش مىباشد ، مثل : آتش كه علت تحقق و ثبوت حرارت و گرمى براى آب است . و يا تابش آفتاب كه علت تحقق و ثبوت سياهى براى صورت است . * واسطهء در اثبات چيست ؟ واسطه براى علم ما به چيز ديگرى است و به عبارت ديگر : علم به آن ، علت است براى علم به ثبوت عرض براى معروض . مثل : 1 - ديدن دود كه واسطهء علم ما به وجود آتش است . 2 - علم به حد وسط كه علت علم ما به نتيجهء قياس است . پس : وقتى گفته مىشود : العالم متغيّر و كلّ متغير حادث پس فالعالم حادث علم به تغيير عالم واسطه و علت علم و آگاهى ما بر اثبات وحدت عالم است كه نتيجهء قياس است . * واسطهء در عروض چيست ؟ اينست كه : عرض حقيقتا قائم به آن واسطه باشد ، لكن مجازا آن را به ذى الواسطه نسبت مىدهند . مثل : 1 - نسبت دادن حركت به جالس در كشتى ، كه حركت از آن كشتى است و لكن مجازا آن را به جالس در آن نسبت مىدهند . 2 - نسبت دادن جريان به ميزاب ، كه جريان داشتن در حقيقت از آن آب است و لكن مجازا