الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

136

كفاية الأصول ( فارسى )

علم به علم خود نداريد . 2 - علم تفصيلى ( يا علم مركب ) ، اينست كه : شما به علم خود ، علم داريد ، بدين معنا كه التفات و توجه تفصيلى و بالفعل به معنايى داريد . فى المثل : معناى كلمهء ( روشنايى ) در ذهن شما وجود دارد و لكن به دليل اشتغالى كه فعلا به موضوعى ديگر از قبيل : نماز ، تجارت ، استراحت داريد توجه به آن معنا نداريد . اما به محض شنيدن كلمهء ( روشنايى ) ، ذهن شما به آن معنا منتقل مىشود و بطور مفصّل براى شما معلوم مىگردد . اينجاست كه علم اجمالى ارتكازى شما به علم تفصيلى تبديل مىشود . * با توجه به مطالب فوق پاسخ اشكال دور نسبت به عالم به وضع چند بيان دارد ؟ دو بيان دارد : 1 - بيان اجمالى ، 2 - بيان تفصيلى . بيان اجمالى پاسخ اينست كه : الموقوف عليه غير الموقوف عليه . يعنى : علم به وضعى كه متوقف بىتبادر است ، غير از علم به وضعى است كه تبادر برآن متوقف است . اما بيان تفصيلى پاسخ اينست كه : 1 - آن علم به وضعى كه متوقف بر تبادر است ، علم تفصيلى و توجه تفصيلى به وضع است كه به محض شنيدن ( لفظ ) و تبادر معنا در ذهن ، اين توجه حاصل مىشود . 2 - و آن علم به وضعى كه تبادر متوقف برآن است ، علم اجمالى ارتكازى به وضع است كه از قبل در ذهن شنونده بوده است . پس : توقف دو چيز بر يكديگر پيش نمىآيد ، بلكه چهار امر در اينجا در طول هم‌اند : 1 - علم تفصيلى ، 2 - تبادر ، 3 - علم اجمالى ، 4 - نصّ واضع . * آيا تبادر معنا عند الجاهل به وضع معنا و مفهومى دارد ؟ خير و الا جاهل نبود . * پس : ملاك تبادر معنا در حق جاهل به وضع چيست ؟ تبادر معنا نزد اهل لسان و محاوره ملاك است . فى المثل : شما بعنوان يك فارسىزبان بدوا نمىدانى مراد عرب‌زبان از كلمهء ( ماء ) چيست ، و لكن به مراجع و موارد استعمال آن مراجعه كرده ملاحظه مىكنيد كه اگر كلمهء ( ماء ) بدون قرينه استعمال