عيسى ولائى
75
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )
شبههء وجوبيه و تحريميه الف . منشأ شبههء وجوبيه چهار چيز است . 1 . فقدان نص : بعد از اقامهء دليل بر اصل وجوب گاهى عدم نص بر تعيين يكى از آن دو موجب ترديد مىگردد . 2 . اجمال نص : گاهى با وجود نص اما بهدليل اجمالى كه در نص وجود دارد شك عارض مىگردد . مثل قول خداوند در قرآن كريم كه مىفرمايد : محافظت از نمازها و نماز وسطى كنيد . « 1 » « صلات وسطى مردد است بين نماز ظهر و نماز صبح » . 3 . تعارض نصوص : گاهى تعارض نصوص منشأ شك است ، همانند ادلهاى كه برخى دلالت بر وجوب نماز ظهر و بعضى نيز دلالت بر وجوب نماز جمعه در روز جمعه دارند . 4 . اشتباه مصداق : برخى مواقع اشتباه مصداق و موضوع موجب پيدايش شك مىگردد . مثلا مىدانيم حكم به وجوب اكرام عالم شده است ، اما نمىدانيم مراد فلانى است كه عالم به علم حقوق است ، يا آن ديگرى كه عالم به علم طب است ؟ و يا نذرى كرده ، اما موضوع نذر بين دستگيرى از مستمندان و يا ساختن مدرسه مردد است . سه فرض اول شبهه وجوبيهء حكميه است ، و فرض آخر شبهه وجوبيهء موضوعيه است . ب . شبههء تحريميه - هرگاه به اصل حرمت اطمينان كنيم ، اما ترديد در مصداق آن داشته باشيم ، به آن شبههء تحريميه گويند ، و منشأ چنين شكى همانند شبههء وجوبيه است . 51 . اصالة الاشتغال به مبحث « اصالة الاحتياط » رجوع شود . 52 . اصالة الاطلاق اصالة الاطلاق از اصول لفظيه است . ( در مقابل اصول عمليه ) . « 2 » درصورتىكه لفظى بدون قيد يعنى به صورت مطلق استعمال شده باشد ، اما ترديد داشته باشيم كه آيا مراد گوينده نيز مطلق است يا مقصود او مقيد بوده و لكن قيود به ما نرسيده است ؟ در چنين موردى اصالة الاطلاق را جارى كرده مىگوييم اگر گوينده چنين ارادهاى داشته ، مىبايست اعلام كند و چون چنين نشده پس به قيد محتمل اعتنا نمىكنيم . مثلا در قرآن مجيد آمده : خداوند بيع را حلال كرده است . « 3 » آيا حلال بودن بيع داراى قيود و شروطى است ؟ آيا بيع زمانى حلال است كه معامله نقدى باشد يا معامله نسيه نيز حلال است ؟ و آيا در حلال بودن بيع شرط شده است كه با لفظ عربى اداء گردد يا خير ؟ با تمسك به اصالة الاطلاق گفته مىشود چنين قيد و شرطى معتبر نيست ، بلكه اطلاق آن حجت است . با توجه به اينكه بيع مطلق است ، در نتيجه بيع چه با لفظ عربى باشد و چه غير عربى ، چه نقدى باشد و چه نسيه
--> ( 1 ) . « حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى » ، سورهء مباركهء بقره ، آيهء 238 . ( 2 ) . به مبحث « اصول لفظيه » رجوع شود . ( 3 ) . « أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ » ، سورهء مباركهء بقره ، آيهء 277 .