عيسى ولائى

55

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )

اشاعره مدعى آن هستند ، زيرا نزاع اشاعره و عدليه از نظر مفهوم ، در اختلاف و يا اتحاد طلب و اراده نيست . توضيح اينكه بين اشاعره و معتزله و اماميه در تكلم خداوند اختلاف وجود دارد . معتزله و اماميه معتقدند تكلم بارى از صفات فعل است ، زيرا تكلم خداوند به‌معناى ايجاد صوت در موجودات است ، پس حادث است . امّا اشاعره معتقدند تكلم بارىتعالى از صفات ذات است ، پس قديم است . اشاعره در توجيه سخنان خود مىگويند : منظور از كلام ، كلام لفظى نيست ، بلكه كلام نفسى است كه صفات نفسانى متكلم است ، و آن كلام نفسى منشأ كلام لفظى خواهد بود ( كلام لفظى حاكى و معلول آن كلام نفسى است ) . معتزله در جواب اشاعره مىگويند : كلام يا اخبار است و يا انشاء ، و آنچه كه در نفس متكلم در حين اخبار ( خبر دادن ) وجود دارد ، علم است . و آنچه كه در حين انشاء است ، يا اراده است ( اگر انشاء امرى باشد . ) و يا كراهت . ( اگر انشاء نهيى باشد . ) طبعا مراد از تكلم بارىتعالى كه صفتى از صفات الهى است ، نمىتواند علم يا اراده و يا كراهت باشد . « 1 » بدين ترتيب اختلاف اشاعره و معتزله در اثبات صفات نفسانى ( در قبال علم و اراده و كراهت ) و انكار آن است . معتزله مىگويند : منشأ كلام لفظى علم يا اراده و يا كراهت است ، و اشاعره مىگويند : صفات نفسانى است كه منشأ كلام لفظى و امر و نهى است . پس اختلاف بين آنان لغوى نيست تا اشعرى بگويد طلب انشايى مغاير با ارادهء نفسانى است . و يا معتزلى مدعى عينيّت باشد . زيرا اين تغاير اظهر من الشّمس است ، به‌دليل آنكه اختلاف و نزاع آنان كلامى و مذهبى است . مشاجرهء آنان در اين است كه قرآن كه كلام خداست ، آيا حادث است يا قديم ؟ « 2 » 21 . ارادهء تشريعى ارادهء تشريعى در مقابل ارادهء تكوينى است . ارادهء تكوينى عبارت است از اينكه فردى به‌گونه‌اى شخصى و مباشره‌اى تصميم بگيرد بر ايجاد چيزى ، مثل ارادهء الهى بر خلقت عالم ، و ارادهء انسان بر غذا خوردن يا دويدن . اما ارادهء تشريعى عبارت است از تصميم بر ايجاد كارى توسط شخص ديگر با اراده و اختيار او ، مثل ارادهء الهى بر انجام عبادات توسط بندگان با اراده و اختيار خود آنان . سؤال : آيا تفكيك ارادهء الهى از مرادش ممكن است يا خير ؟ جواب : در ارادهء تكوينيه تخلف ارادهء الهى از مراد محال است . زيرا لازمهء چنين تخلفى عجز الهى از ايجاد مراد خواهد بود . در حالى كه خداوند قادر به تمام امور است . امّا در ارادهء تشريعيه نه تنها تخلف محال نيست ، بلكه ممكن نيز خواهد بود . زيرا عصيان بندگان نسبت به خداى متعال ،

--> ( 1 ) . چون اشاعره براى متكلم به كلام لفظى صفتى كه قائم به نفس او باشد ( سواى علم ، اراده و كراهت ) يعنى كلام نفسى قائل هستند ، و كلام نفسى عبارت از طلب حقيقى ( در خصوص اوامر ) و زجر حقيقى ( در خصوص نواهى ) است . و اين دو منشأ طلب و زجر انشايى هستند . ( 2 ) . نهاية الاصول ، ص 90 .