عيسى ولائى
41
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )
3 . امر ظاهرى ( امر ثانوى ظاهرى ) هرگاه وقت نماز فرارسيده ، و مكلّف خود را آمادهء نماز كرده باشد ، ولى شك داشته باشد ، آيا لباسى كه بر تن دارد نجس است يا پاك ؟ در چنين صورتى اصالة الطهاره جارى كرده ، و با همان لباس نماز را به جاى خواهد آورد . به آن امرى كه مىگويد : با اجراى اصل طهارت نماز خود را با همان لباس اقامه كن ، امر ظاهرى گويند . حال اگر چنين شخصى پس از فارغ شدن از نماز متوجه شود كه لباس او نجس بوده ، و علم به نجاست پيدا كند ، آيا نمازى كه با امر ظاهرى به جاى آورده است مجزى از امر واقعى اولى خواهد بود يا خير ؟ آيا چنين شخصى بايد نماز خود را اعاده يا قضاء كند ؟ جواب اين سؤال نيز در ادامه خواهد آمد . اساس مبحث در اين است كه آيا ملازمهاى بين انجام دادن مأمور به به امر اضطرارى يا ظاهرى و بين اجزاء از امر واقعى اولى خواهد بود يا خير ؟ اجزاء يا عدم اجزاء امر واقعى ثانوى جميع علماء امر واقعى ثانوى ( امر ثانوى اضطرارى ) را مجزى از امر واقعى اولى مىدانند . « 1 » زيرا 1 . بهدليل حديث رفع : چون پيامبر مىفرمايد : زمانى كه امتم بر امرى اضطرار پيدا كردند ( مؤاخذه يا تكليف ) از آنها برداشته شد . « 2 » همچنين اكثر روايات باب تكاليف اضطرارى داراى اطلاق بوده و اگر ادا يا قضاء لازم مىبود مىبايست تصريح مىشد . 2 . تشريع احكام اضطرارى جهت سهلگيرى و توسعه در تحصيل مصالح اوليه و تحت فشار قرار ندادن مكلف است . در قرآن آمده : خداوند براى شما حكم را آسان خواسته و تكليف را مشكل نگرفته است . « 3 » مطمئنا اگر انجام دادن امر اضطرارى را كافى ندانيم ، نه تنها سهل نگرفته و توسعه ندادهايم ، بلكه او را تحت فشار قرار دادهايم . 3 . قضاء در جايى لازم است كه فوتى حاصل شده باشد . يعنى عمل واجب را بدون عذر ترك كرده باشد . در حالى كه در اين مورد فوت بدون عذر نبوده است . و دليل اضطرار هم نگفته است تا آخر وقت صبر كن اگر عذر بر طرف نشد تكليف اضطرارى را انجام بده . نتيجه مىگيريم قضاء لازم نيست . 4 . پس از رفع اضطرار شك در تكليف مجدد خواهيم داشت . بنابراين با اجراى اصل برائت حكم به اجزا مىكنيم . در كتاب نهاية الاصول مطلب دقيقى در مورد كفايت امر اضطرارى از امر واقعى آمده است . پژوهندگان بدان جا رجوع كنند . « 4 »
--> ( 1 ) . اجود التقريرات ، ص 194 . ( 2 ) . « رفع عن امتى ما اضطروا اليه . . . » من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 36 . ( 3 ) . « يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ » ، سورهء مباركهء بقره ، آيهء 185 . ( 4 ) . نهاية الاصول ، ص 114 .