عيسى ولائى

38

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )

( ابو حنيفه ، مالك بن انس ، احمد بن حنبل و شافعى ) و از اينجا چهار مكتب فقهى ميان اهل سنّت به وجود آمد . از كتاب الاشباه نقل شده است كه مخالفت با پيشوايان چهارگانه مخالفت با اجماع است . همان گونه كه در كتاب « تحرير » تصريح شده كه اجماع منعقد است كه به دو دليل نبايد به سخن مخالف پيشوايان چهارگانه عمل كرد : 1 . منضبط بودن روش آنان ؛ 2 . كثرت پيروان آنان . « 1 » امّا اماميه هيچ‌گاه باب اجتهاد را به روى خويش مسدود نكردند ، بلكه مشهور بين آنان به‌ويژه متأخرين اين است كه : از مجتهدى كه از دنيا رفته ، در حالى كه مجتهد زنده موجود است ، نمىتوان تقليد كرد . البتّه اخباريين از اماميه منكر اجتهادند . « 2 » علوم مورد نياز براى اجتهاد فاضل تونى مىگويد : مجتهد براى آنكه بتواند استنباط و اجتهاد كند بايد به 9 رشته علمى آگاهى داشته باشد ، و آن عبارت است از « 3 » : ؟ ؟ ؟ سه رشته از علوم ادبى لغت صرف نحو و سه رشته از علوم معقول اصول كلام منطق و سه رشته از علوم منقول تفسير آيات احكام آشنايى با احاديث مربوطه رجال البته غزالى « 4 » علوم مورد نياز را 8 عدد مىشمرد . مجتهد مطلق و مجتهد متجزّى مجتهدى كه بتواند همهء احكام را از دلايل آن استنباط كند ، به آن مجتهد مطلق گويند . همانند مراجع و فقهاى بزرگ تقليد . امّا اگر مجتهدى بتواند برخى از احكام را استنباط كرده و از استنباط برخى ديگر

--> ( 1 ) . ما خالف الائمة الاربعة مخالف للاجماع . . . « فقد صرّح فى التحرير الاجماع انعقد على عدم العمل بمذهب مخالف للاربعة للانضباط مذاهبهم و كثرة اتباعهم » ، الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 601 . البته دكتر جعفرى مىگويد : باب اجتهاد در ميان اهل سنّت نيز باز بوده و هست . به كتاب مكتب‌هاى حقوقى در حقوق اسلام ، ص 272 رجوع شود . ( 2 ) . قد بالغ مولانا المدقّق محمد امين الاسترآبادى فى انكار الاجتهاد . الوافية فى اصول الفقه ، ص 290 . ( 3 ) . ثلاثة من العلوم الأدبية و ثلاثة من المعقولات و ثلاثة من المنقولات . الوافية فى اصول الفقه ، ص 250 . ( 4 ) . المستصفى من علم الاصول ، ج 2 ، ص 353 .