الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

30

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

- و اگر ( مراد ايشان ) از اين تعريف ، خصوص آن كبرى باشد ، منطبق مىشود بر تعريف مشهور ( كه همان حكم العقل ببقاء ما كان است ) . ( تعريف جناب تونى صاحب وافيه از استصحاب ) و گويا جناب فاضل تونى صاحب وافيه ، استظهار كرده است از اين تعريف ( عضدى ) كه اين تعريف ( از استصحاب ) مجموع دو مقدمه است ( و نه صرف يك مقدمه ) ، و لذا ايشان ( در اين تعريف ) با عضدى موافقت كرده مىگويد : استصحاب همان تمسّك كردن به ثبوت چيزى است كه در وقتى از وقتها ( مثل وجوب جمعه در زمان حضور ) و يا در حالى از حالات ( مثل نجاست آب در حال تغيير يكى از اوصاف ثلاثه آن ) ثابت شده است ، بر بقاء همان حكم در ما بعد آن‌وقت ( مثلا غيبت ) يا آن حال ( حال تغير بنفسه مثلا ) . در نتيجه گفته مىشود : 1 - فلان امر قبلا بود ، درحالىكه اكنون عدمش معلوم نيست . 2 - هر چيزى كه قبلا بوده باشد و اكنون مشكوك الوجود باشد ، باقى است . - در اين تعريف ثمرهء مهمى وجود ندارد . * * * تشريح المسائل * حاصل مطلب در ( نعم ذكر شارح المختصر : . . . ) چيست ؟ اشاره شيخ به تعريف استصحاب توسط عضدى در كتاب شرح مختصر ابن حاجب است كه گفته معناى استصحاب اين است كه : 1 - فلان حكم ( مثلا وجوب نماز ) قبلا بوده و حال آنكه اكنون عدمش معلوم نيست ، يعنى ما نسبت به بقاء يا عدم بقاء آن شكّ داريم . 2 - هر چيزى كه چنين باشد ، مظنون البقاء است . پس : فلان حكم كه چنين است مظنون البقاء است . * نظر جناب شيخ در رابطهء با اين تعريف چيست ؟ مىفرمايد : 1 - اگر خصوص صغرى را در كلام ايشان بگيريم و به تعبير ديگر بگوئيم كه تعريف مذكور