الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

25

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

* حاصل مطلب مزبور چيست ؟ اين است كه : هر حكمى چه عقلى و چه عادى و هر موضوعى و لو داراى اثر شرعى نباشد . مراد نمىباشد ، بدين معنا كه اصولى و فقيه با اين‌گونه امور كارى ندارند . 3 - اينكه ابقاء ما كان نيز در يك تقسيم‌بندى خود بر سه نوع است : الف : ابقاء ما كان بخاطر بقا علّت آن چنان كه در تكوينيات گفته مىشود : فلان اثر مثلا دود در گذشته موجود بود چرا كه علتش كه آتش باشد موجود بود ، الآن نيز آن دود موجود است چرا كه علّت آنكه آتش باشد موجود است و يا فى المثل : روشنائى و نور خورشيد در گذشته وجود داشت ، چرا كه كرهء خورشيد وجود داشت اكنون نيز اين نور و روشنائى موجود است ، چرا كه علّت وجود آن اثر كه خورشيد باشد موجود است . ب : ابقاء ما كان بخاطر بقا دليل آن‌چنان‌كه در تشريعيات گفته مىشود : فلان حكم مثلا حرمت خمر وجود داشت ، چرا كه دليل آن يعنى لانه مسكر وجود داشت ، اكنون نيز اين حكم وجود دارد ، چرا كه دليل آن يعنى لانه مسكر وجود دارد و يا فى المثل : فلان حكم مثلا وجوب نماز در گذشته وجود داشت چرا كه دليل آن يعنى أقيموا الصلاة باشد وجود داشت ، اكنون نيز وجوب صلاة وجود دارد چرا كه دليل آن يعنى أقيموا الصلاة وجود دارد . ج : ابقاء ما كان صرفا بخاطر بودن پيشين آن است بدين معنا كه چون در گذشته موجود بوده است اكنون هم مىگوئيم موجود است . يعنى : كون سابق را در اينجا علّت وجود لا حقّ مىگيريم و لذا : استصحاب ابقاء ما كان بخاطر اينكه انّه كان است و نه بخاطر وجود علّت و يا وجود دليل آن . چرا ؟ زيرا : با وجود علّت و يا وجود دليل ديگر شكى در بقاء معلول و مدلول وجود ندارد تا جاى استصحاب باشد . * از كجاى تعريف معناى اخير بدست مىآيد ؟ از عبارت ( ما كان ) ، بدين صورت كه كلمهء ( ما ) موصوف و لفظ كان صفت آن مىباشد ، و لذا ابقاء ما كان يعنى : ابقاء حكم و يا موضوع داراى حكمى كه اين صفت را داراست ، قبلا بوده است . * حاصل مطلب در تقرير مزبور چيست ؟ اين است كه : حضرات اصولى مىگويند : تعليق الحكم على الوصف مشعر بالعليّة . يعنى : اگر در لسان دليل حكمى را معلق كرده باشند بر وصفى ، اين تعليق اشعار دارد به اينكه آن وصف علّت است براى آن حكم و حكم دائر مدار آن وصف است .