الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
66
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
در زمان ارتكاب ( به شرب خمر ) به دليل منقطع شدن تكليف از او به هنگام ترك مقدّمه كه همان معرفت به احكام است ، تكليفى ندارد . و نظير اين مسئله ، كسى است كه قطع مسافت ( براى انجام حج ) را در آخرين زمان ممكن ترك مىكند ( و با آخرين غافله هم حركت نمىكند ) و بدين جهت است كه او مستحق است كه به خاطر آن عقاب شود ، چرا كه اين ترك او را به ترك افعال حجّ در ايام خودش مىكشاند ، و لذا استحقاق عقاب او متوقّف بر حضورش در ايام حج و انجام افعال آن نمىباشد . مراد مشهور در قول به عقاب جاهل مقصّر به خاطر مخالفت با واقع بنابراين : 1 - اگر مراد مشهور توجّه نهى به اين آدم غافل در زمان غفلت اوست ، پس در اينكه خطاب به ( چنين كسى ) قبيح است ، شكّى وجود ندارد . 2 - و اگر مرادشان استحقاق عقاب است به خاطر مخالفت ، بدون اينكه در هنگام مخالفت با واقع ( و ارتكاب به شرب ) نهى متوجّه او بشود ( كه بايد تاريخ عقابش را نيز مشخص كنند ) . و اگر مرادشان اين است كه : استحقاق عقاب به خاطر مخالفت است در حين مخالفت و نه قلبش به دليل عدم تحقق معصيت ( در زمان جلوتر ) ، پس در آن اشكال است چرا كه : دليلى بر انتظار ( فرارسيدن ) زمان مخالفت وجود ندارد ، چرا كه فعل و عمل به سبب ترك مقدّمه ( يعنى تحصيل علم ) براى او مستحيل الوقوع شده است . علاوه بر اينكه تمام عقلاء عالم شهادت مىدهند به پسنديده بودن عقاب و مؤاخذه كسى كه تيرى را رها مىكند ( از همان زمان پرتاب تير ) ، و حال آنكه اين تير به مجرّد پرتاب ( به طرف مقابل ) اصابت نمىكند و او را نمىكشد مگر پس از صرف مدّت زمانى . 3 - و اگر مرادشان استحقاق عقاب ( اين جاهل مقصّر است ) از زمان ترك معرفت و يادگيرى ، به خاطر مخالفت با واقعى كه ( در سالهاى بعد ) انجام مىدهد ، حرفى و نظرى نيكوست و گريزى هم از آن نيست ( پس احتمال سوم صاحب مدارك و . . . با احتمال سوم اين حضرات مشهور باهم موافق است ) .