الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
40
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
زيرا مكلّف هنگام اشتغال به چيزى كه بر او واجب است ، بداند همان كارى كه مىكند چيزى است كه بر او واجب است ، و لذا تكرار عبادت براى احراز واقع ، در صورت تمكّن از تحصيل علم تفصيلى به واقع ، از سيره متشرّعه بيگانه است . . . و چنانچه تمكّن از علم تفصيلى نداشته باشد ، تكرار عبادت از او پسنديده و مورد قدردانى است . و امّا : حضرت امام خمينى بر خلاف نظر جناب شيخ : احتياط را مانع از تحقّق عبادت نمىدانند ، و لو مستلزم تكرار فعل عبادى باشد . تقرير حضرت امام از شبهه مانعيّت تكرار چگونه است ؟ مىفرمايد اشكال اين است كه : تكرار عبادت در چيزى كه تحصيل علم تفصيلى نسبت به آن ممكن است ، به بازى گرفتن امر مولى مىباشد ؛ و با آن عبادت چگونه تحقّق پيدا مىكند ؟ آيا نمىبينى كه اگر بندهاى بداند براى مولايش مطلوبى است كه ميان امور غير مرتبط بسيارى مردد باشد ، و با وجود امكان پرسيدن از مولى سؤال كردن را ترك نمايد و اقدام به انجام اطراف علم اجمالى نمايد ، مثلا به احتمال اينكه مطلوب مولى منعقد كردن مجلس عقد نكاح است گروهى از علما را دعوت كند ؛ و به احتمال اين كه بعضى از خويشاوندان او از دار دنيا رفتهاند ، حملكنندگان ميت را باخبر نمايد ؛ و گروهى از حمّالها ، بنّاها و نجّارها را بياورد و همچنين ، اسب ، گاو ، گوسفند و پرندگان را حاضر نمايد ؛ بازىكننده با دستور مولى به حساب مىآيد و با اين كيفيت عمل كردن ، مسخره كردن مولى است ؟ ! با اينكه امكان پرسش و رفع اشتباه وجود داشته است . پاسخ امام خمينى به شبهه مذكور چيست ؟ دو پاسخ به شبهه مذكور دادهاند : 1 - مثال ذكر شده از مثالهاى جزئى است ، و استنتاج نتيجه كلّى از مثالهاى جزئى جايز نيست . پس : ادعاى ( عبث و بيهوده بودن مطلق تكرار است ) با اين مثال اثبات نمىشود بلكه بايد دليلى بر اينكه مطلق تكرار ، و عبث و بازى است ، اقامه شود ، كه چنين دليلى وجود ندارد . 2 - اگر فرض شود كه بنده مورد نظر ، درصدد مسخره كردن و اهانت نمودن به مولايش بوده و انگيزهاش در جمع كردن ميان محتملها ، احتمال امر مولى نبوده ، بلكه انگيزههاى ديگرى مثل بازى كردن ، بيهودگى و مسخره كردن ، بوده است ، در اين صورت از محل بحث خارج است و به جهت چنين انگيزهاى ، بلا اشكال مستحق كيفر است ، بلكه اگر معلوم تفصيلى را با چنين انگيزهاى بجا آورد ، مستحق كيفر است . لكن اگر فرض شود كه بنده در صدد اطاعت مولى بوده و انگيزهاش در جمع كردن ميان