الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

79

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

تفصيلا مىداند واجب واقعى كدام است ) و نه در ( واجب ) مقدّميّه ( و حال آنكه شما اين دو نماز را كه مىخوانى مقدّمة مىخوانى و نمىتوانى قصد قربت كنى ) . ( اشكال وجه اوّل : ) و امّا وجه و طريق اوّل : پس وارد است برآن اين اشكال كه مراد ( از انجام اين نماز ) تحصيل وجه واقعى يعنى آن وجوب ثابت شده در احدهماى معيّن ، عند اللّه است ، درحالىكه از نيّت كردن وجوب مقدّمى ، قصد وجوب واقعى لازم نمىآيد . و نيز : قرب و نزديكى ( به خدا ) ، با پيكره و شكل انجام يكى از اين دو حاصل نمىشود و لو ( انجام آن ) ، به لحاظ وجوب ظاهرى باشد ( بلكه نيازمند به قصد وجه واقعى است ) . زيرا : 1 - اين وجوب ظاهرى ، وجوب مقدّمى است ، و بازگشت وجوب مقدّمى به وجوب تحصيل علم به فراغ ذمّه و دفع احتمال ترتب ضرر عقاب به سبب ترك يكى از آن دو است . 2 - اين وجوب ( مقدّمى و ظاهرى ) ارشادى است و اصلا تقرّبى در آن وجود ندارد . مثل : اوامر أطيعوا اللّه و أطيعوا الرّسول ( كه ارشادىاند چون از معلول تكليف ناشى مىشوند ) . چرا كه امتثال اين‌گونه اوامر موجب تقرب نمىشود ، و نزديك‌كنندهء ( به خدا ) خود عبادت است ( مثل خواندن نماز به قصد أقيموا الصلاة ) . در اينجا نيز ، مقرّب ، نفس اطاعت واقعيّه‌اى است كه مردّد ميان دو فعل است . پس : بفهم ، زيرا كه اين مطالب ، خالى از دقت و تأمل نمىباشد . * * * تشريح المسائل * حاصل مطلب در ( اذا سقط قصد التعيين لعدم التمكّن ، فبايّهما ينوى الوجوب و القربة ) چيست ؟ طرح يك اشكال ديگر است مبنى بر اينكه : در نيت عبادت سه امر معتبر است : قصد تعيين ، قصد وجه و قصد قربت حال : اگر در مورد علم اجمالى نيز ، واقع بر ما منجّز باشد با اين سه امر چه مىكنيد ؟