الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

31

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

ترجمه ( چرا عقل مانع از احتياط نيست ؟ ) زيرا حكم عقل به معذور ( دانستن مكلف ) : 1 - اگر از جهت عجز و ناتوانى جاهل از انجام واقع باشد ، تا آنجا كه اين جهل تفصيلى بازگشت كند به فقدان شرطى از شرائط وجود مأمور به ( كه همان عدم علم تفصيلى در جاهل است ) ، پس ( بايد بگوئيم كه ) ، استقلالى براى عقل در صدور چنين حكمى وجود ندارد . ( يعنى عقل نمىگويد كه اين مكلّفى كه علم تفصيلى ندارد ، قادر به انجام مكلّف به نيست ) ، چنان كه گواهى مىدهد به اين مسئله ( عذر نبودن جهل ) ، جواز تكليف به مجمل ( مثل حافظوا صلاة الوسطى ، كه خطابى مجمل است لكن مكلّف را غير قادر نمىكند ) ، چنان كه كسانى كه در ما نحن فيه قائل به برائت شده‌اند ، اقرار كرده‌اند به اينكه تكليف به مجمل بلامانع است . چنان كه به زودى بحث از آن خواهد آمد . 2 - و اگر ( معذر بودن جاهل عقلا ) ، از اين جهت باشد كه او قابل نيست كه تكليف متوجّه او باشد ( همان‌طور كه صبى و مجنون قابل خطاب نيستند ) ، اين شديدا ممنوع است . و الّا ( اگر جهل مانع تكليف باشد ) ، پس انجام ندادن معلوم بالاجمال بطور كلّى ، به واسطهء مخالفت قطعيّه جايز خواهد بود . ( چون جاهل است ، جاهل تكليف ندارد ، در نتيجه نه ظهر بر او واجب است و نه جمعه ) ؛ پس وجهى براى التزام به حرمت مخالفت قطعيّه وجود نخواهد داشت و عقاب جاهل مقصّر به سبب ترك واجبات واقعيّه و انجام محرّمات ، قبيح مىشد . ( و حال آنكه شما خود جاهل مقصّر را كالعامد مىدانيد . ) پس جهل ، عقلا مانع از احتياط نمىشود . ( تقرير و بررسى يك اشكال ) مدّعاى علماء ( كه مىفرمايند : جاهل قاصر معاقب است ) : مرادشان تكليف جاهل است ، در رفع جهل ( از خودش ) و انجام واقع ( پس از آن ) مثل تكليف جنب به ( انجام ) نماز ، در حال جنابت ، و نه تكليف به انجام آن با وصف جاهليّت . پس : منافاتى نيست بين اينكه ( بگوئيم : ) جهل مانع ( تكليف است ) و بين اينكه ( بگوئيم : ) در حال جهل مكلّف به تكليف است ، و حال آنكه سخن ما در مكلّف بودن جاهل با وصف جهل