الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

21

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

تشريح المسائل حاصل مطلب در ( ان غاية الحل معرفة الحرام بشخصه . . . ) چيست ؟ بيان يك اشكال است مبنى بر اينكه غايتى كه در اين سرى از روايات آمده تنها مربوط به شناخت حرام و علم به آن نيست تا شما بگوئيد : اين معنا در فرض علم اجمالى نيز هست و حال كه آن غايت حاصل آمده ديگر جاى اخذ به مغيا نمىباشد . بلكه اين غايت به علم تفصيلى و معرفت تفصيلى به حرمت اختصاص دارد يعنى تا زمانى كه تفصيلا نمىدانى كه فلان شىء خارجى حرام است غايت حاصل نيامده و عموم مغيّا به قوت خود باقى است . گواه مستشكل بر اين مدّعا چه مىباشد ؟ كلمهء ( بعينه ) است كه در هر دو حديث مورد نظر وجود دارد و به‌معناى بشخصه مىباشد . مراد از پاسخ مزبور چيست ؟ اين است كه هر چيزى در ظاهر محكوم به حليّت است تا روزگارى كه شما علم تفصيلى پيدا كرده و مشخصا بشناسيد كه آن شىء حرام است و به عبارت ديگر : 1 - تا زمانى كه شما شك و يا ظنّ غير معتبر و يا علم اجمالى داريد جاى عموم صدر و مغيّا يعنى كل شىء حلال است . 2 - تنها در صورتى كه علم تفصيلى و يا حد اقل ، ظنّ تفصيلى معتبر به حرمت براى شما حاصل شود ، مىتوانيد حكم به حرمت يك شىء كنيد . 3 - در ما نحن فيه چنين علم تفصيلى و يا ظنّ تفصيلى معتبرى كه مانع از جريان كل شىء حلال باشد وجود ندارد . پس : مخالفت قطعيّه با موارد علم اجمالى جايز است . پاسخ جناب شيخ به اشكال مزبور چيست ؟ اين است كه در رابطهء با روايت ( كل شىء حلال حتّى تعرف انه حرام بعينه ) دو سؤال مطرح است . اوّلين سؤال مورد نظر چيست ؟ اين است كه متعلّق اين بعينه چيست ؟ و اين جار و مجرور قيد كدام عبارت است ؟ به عبارت ديگر در عبارت دو جمله وجود دارد : 1 - جمله ( حتى تعلم انه حرام ) و جمله ( انه حرام ) . يعنى اولا : چيزى در واقع حرام است . ثانيا شما به آن چيز علم پيدا مىكنيد حال سؤال اين است كه : آيا اين كلمهء ( بعينه ) ، قيد حتى تعلم است يعنى تعلم بشخصه بدين معنا كه علم تفصيلى به آن شىء