الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
56
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
مسكر و غير مسكر مىشود و يا تنها بهمعناى خمر مسكر است و لذا اطلاقى در آيهء شريفه وجود ندارد تا در هنگام شك به آن تمسك كنيم ) . و حكم در همهء اين صور ( اجمال لفظ از ناحيهء مراد متكلم ) ، همان حكم در مسئله اول است ( كه گفتيم مجتهدين برائتى هستند و اخباريها احتياطى ) و ادلّهء ذكر شده از جانب طرفين ( در آن مسئله ) ، در اينجا نيز جارىاند . و چهبسا توهّم مىشود كه اجمال ، در صورتى كه در متعلّق حكم باشد مثل غناء و شرب خمر غير مسكر ( يعنى موضوع مجمل باشد ) ، داخل در شبههاى است كه در طريق حكم است ( يعنى شبههء موضوعيه است ) ، كه اين قول فاسدى است ( چرا كه متوهم جاهل به ملاك شبههء موضوعيه و شبههء حكميه است ) . ( تشريح المسائل ) * معيار در تشخيص شبههء موضوعيه و حكميه چيست ؟ 1 - اگر منشأ شبههء شما اجمال نص ، تعارض نصين و يا فقدان نص باشد شبههء شما ، شبههء حكميّه است . 2 - اگر منشأ شبههء شما ، اشتباه در امور و موضوعات خارجيه باشد ، شبههء شما موضوعيّه است . 3 - و اگر رفع شبهه شما نسبت به يك امر ، در دست شارع مقدّس باشد ، شبههء شما شبههء حكميه است . 4 - و چنانچه رفع شبههء شما در دست اهل فن و مجتهدين باشد ، شبههء شما شبههء موضوعيه است . * منظور از اجمال نص چيست ؟ مثال بزنيد . اين است كه گاهى نصّ از نظر حكم اجمال و ابهام دارد و گاهى از نظر متعلّق حكم يعنى موضوع اجمال نصّ از نظر حكم مثل اينكه فرمود : لا تشرب التتن . حال ما نمىدانيم كه اين لا تشرب براى كراهت استعمال شده و يا براى حرمت . * چرا اين اجمال از ناحيهء لا تشرب در ذهن ما حاصل مىشود ؟ زيرا صيغهء نهى ( لا تشرب ) : 1 - يا از اين جهت كه مشترك لفظى است مورد ملاحظه قرار مىگيرد كه در نتيجه اگر بدون قرينه استعمال شود هم براى حرمت وضع شده هم براى كراهت ، در نتيجه مجمل است . 2 - و يا به لحاظ اينكه مشترك معنوى است به آن نگاه مىشود كه در اين صورت براى طلب ترك وضع شده است اعم از حرمت يا كراهت ، پس باز مجمل است . * اجمال الخطاب ( يا نص ) از نظر متعلّق حكم را نيز با مثال تبيين كنيد ؟ فىالمثل شارع فرموده : يحرم الغناء : يعنى غنا حرام است پس اين خطاب از نظر حكم اجمال ندارد ،