الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

45

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

ترجمه : ( استدلال بر برائت و اباحه در نبود دليل ) 1 - استدلال نموده‌اند ( مجتهدين ) بر قول اوّل ( اباحه ) به ادلّه چهارگانه . از قرآن كريم آياتى است : از جمله اين فرمودهء حقتعالى است كه : ( خداى تبارك و تعالى كسى را بر كارى مكلّف نمىكند مگر اينكه او را برآن كار توانا مىسازد ) گفته شده : كه دلالت اين آيهء شريفه بر قول به اباحه واضح و روشن است . و گفته شده كه دلالت آن ظاهر نمىباشد و بر مدّعى دلالت ندارد ، زيرا معناى ايتاء ، بخشودن است ، و لذا : اگر از ( ماء ) موصوله در ( ما آتاها ) ، مال اراده شده باشد ، آن‌هم به قرينهء فرمودهء خداى تعالى كه قبل از فقرهء فوق الذكر از آيه مىفرمايد : وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ . و لذا معناى آيهء شريفه چنين است كه خداى سبحان بنده‌اى را به امرى مكلّف نمىسازد مگر اينكه او ( بنده ) از آنچه خدا به او بخشيده است ، دفع و بخشش نمايد . و اگر از آن ( ماء ) موصوله ، نفس فعل و يا ترك چيزى اراده شده باشد ، كه قرينهء بر اين معنا ايقاع تكليف برآن مىباشد ، ( يعنى : ماء موصوله متعلّق تكليف است ) . پس اعطاء آن ( در اين فرض ) كنايه از دادن توانايى برآن است . پس حاصل معنا دلالت دارد بر نفى تكليف بر كسى كه توانا نيست ، چنان كه طبرسى نيز آن را ذكر فرموده . و اين معنا روشن‌تر و شامل معناى اوّل هم مىشود ، زيرا انفاق از مال ميسور در عنوان ( ما آتاها اللّه ) به معناى ( اقدار ) نيز داخل است . پس معلوم است كه ترك محتمل التحريم امر غير مقدورى نمىباشد و گرنه در وقوع تكليف به آن نبايد كسى منازعه كرده باشد ، هرچند اشاعره در امكان آن منازعه نموده‌اند . بله ، اگر از ماء موصوله نفس حكم و تكليف اراده شده باشد ، ايتاء آن ( حكم و تكليف ) عبارت است از اعلام و خبر دادن به آن ، لكن ارادهء حكم و تكليف به خصوصه با مورد آيه تنافى دارد . و ارادهء اعم از حكم و مورد آيه ، مستلزم استعمال موصول در دو معنا مىباشد ، چه آنكه جامع و قدر مشتركى ميان تعلّق تكليف به نفس حكم و فعل وجود ندارد . بله ، در روايتى از عبد الاعلى از ابى عبد اللّه عليه السّلام گفته است : به ايشان گفتم : آيا مردم به شناخت و معرفت ( كنه ذات خدا ) مكلّف شده‌اند ؟ امام فرمود : نه ؛ بر خداست كه خود را معرفى نمايد ، چرا كه خداى تعالى هيچ نفسى را تكليف نمىكند ، مگر به اندازهء توانايىاش ، و امر نمىكند كسى را مگر او را برآن ( امر ) قادر سازد . اما اين روايت نيز براى مطلب ما سودمند نيست ، چرا كه نفس شناخت به خالق قبل از معرفى خودش كار غير مقدورى است پس براى داخل كردن شناخت و معرفت ( در تحت آيه ) ، به اينكه از كلمهء ايتاء ، اعلام اراده و قصد شود نيازى نيست . و به زودى توضيح وافى پيرامون اين بحث خواهد آمد : و از آنچه گفتيم ؛ حال تمسّك به آيهء شريفه لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها هم روشن مىشود .