الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
24
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
پس : همانطور كه مفاد دليل بر حجيّت اصل برائت ( يعنى : كل شىء مطلق حتى يرد فيه نهى ) ، اجازه در فعل مشكوك الحكم و اباحه آن است . همينطور دليلى كه بر شهرت و حجيّت آن دلالت دارد ( يعنى : « خذ بما اشتهر بين اصحابك » ) و يا ادلّهء ديگر ، مؤدّاى شهرتى را كه بر وجوب موضوعى دلالت دارد ، حجت قرار مىدهد . ( * ) حاصل و نتيجهء اين عينيت در دو قسم دليل مزبور چيست ؟ اين است كه : اباحهاى كه از اصل استفاده مىشود براى موضوعى ثابت است كه در حكمش شك باشد . همانطور كه وجوب حاصل از شهرت براى موضوعى است كه مكلّف به واسطهء شهرت و يا مطلق امارهء ظنّى به آن ظنّ پيدا كرده است . در نتيجه : هر دو حكم در مورد غير علم جعل شدهاند و از اين جهت هيچيك بر ديگرى مزيّتى نداشته ، بلكه در تعارض با يكديگرند . لذا اگر بنا را بر اين بگذاريم كه به شهرت عمل كرده و اصل برائت را رد كنيم به معناى تخصيص عموم برائت و خروج از ظاهرش به واسطهء شهرت است . ( * ) حاصل مطلب در عبارت ( توضيح ذلك . . . . ) چيست ؟ اين است كه : چون دليل گاهى مفيد علم است و گاهى مؤدّايش غير علم است ، نسبت به برخى از اصول ، رافع موضوع و نسبت به برخى حاكم يا مخصّص است . ( * ) مراد از ( انّما يصحّ فى الدليل العلمى . . . الخ ) چيست ؟ صحّت و وضوح رافعيّت دليل علمى نسبت به اصول است . ( * ) وجه وضوح رافعيت دليل بر اصول چيست ؟ اين است كه مؤدّاى اصول : چه به حكم عقل باشد ( مثل : برائت عقلى ، احتياط عقلى و تخيير عقلى ) و چه از مجعولات شرعى باشد ( مثل : استصحاب و برائت شرعى ) در مقابل دليل علمى جايى براى جريان ندارد . پس دليل علمى وارد بر اين اصول و رافع موضوع آنهاست . ( * ) در تبيين ورود دليل بر اصول و رافعيت موضوع آنها مثال بزنيد ؟ فى المثل : 1 - موضوع برائت عقلى عدم البيان است . 2 - موضوع احتياط ، احتمال عقاب است . 3 - موضوع تخيير عدم رجحان نسبت به طرفين تخيير است . 4 - موضوع استصحاب عدم علم به وجود ناقص است .