الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

17

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

اساسا فرد كثير الشك ، شاك نيست و حكم شك دربارهء او جارى نمىشود . ( * ) معناى تخصّص در اصطلاح اصولى چيست ؟ اين است كه : برخى از افراد و مصاديق و يا عناوين به‌خودىخود و بدون دخالت دليل ديگر از موضوع يك دليل بيرون باشند چنانچه وقتى در يك دليل مىگويند : ( اكرم العالم ) و در يك دليل ديگر گفته مىشود : ( لا تكرم الجاهل ) ، موضوع دليل دوم كه ( جاهل ) باشد بالوجدان از موضوع دليل اول ( يعنى : عالم ) خارج است . و لذا گفته مىشود جاهل تخصّصا ( يعنى : موضوعا ) ، از عالم خارج است . ( * ) معناى تخصيص در اصطلاح اصولى چيست ؟ اين است كه : اگر دو دليل در برابر هم قرار بگيرند ، يكى از دو دليل ( يعنى : خاص ) ، برخى از افراد و مصاديق موضوع دليل ديگر ( يعنى : عام ) را از تحت عموم خارج نمايد ، لكن به نوع اخراج حكمى و نه موضوعى ، فى المثل : در يك دليل گفته مىشود ( لا تكرم الفساق من العلماء ) ، و در يك دليل گفته مىشود : اكرم العلماء . حال اگرچه موضوع ( لا تكرم ) ، فسّاق از علما است ، لكن در موضوع دليل دوم ( يعنى : العلماء ) داخل است ، لكن حكمش با آن متفاوت است . بنابراين حكم ( اكرام ) نسبت به برخى از افراد علما ، نفى شده و در نتيجه وجوب اكرام محدود مىگردد . ( * ) با توجه به مقدمهء فوق به نظر شيخ رحمه اللّه تقدّم ادلّه بر اصول از چه بابى است ( ورود ، حكومت تخصيص يا تخصّص ) ؟ 1 - ابتدا مدّعى مىشود كه تقدّم ادلّه نسبت به اصول عمليّه عقليّه از باب ورود است . 2 - لكن در مرحلهء بعد قائل به تفصيل شده ، مىفرمايد كه تقدّم ادلّه نسبت به اصول عمليهء شرعيه ، از باب حكومت است يعنى : ادلّهء مخصّص هستند . ( * ) دليل ورود در قسم اوّل چيست ؟ اين است كه : موضوع اصول ، شك يعنى جهل به واقع و به عبارت ديگر عدم العلم به واقع است . پس هرگاه نسبت به واقعه‌اى شك داشتيم جاى جريان اصل است چنان كه در مطالب قبلى گفته آمد ، لكن با آمدن دليل اعم از اينكه علمى باشد يا ظنّى ، شك از ميان مىرود . حال : وقتى شك نباشد ، موضوعى هم در كار نيست ، وقتى موضوعى نبود ، اصلى جارى نيست ، در نتيجه : هرگز دليل كه وارد است با اصل كه مورود است تعارض و تنافى پيدا نمىكند . ( * ) آيا اين عدم تنافى و تعارض ميان دليل و اصل از باب عدم وحدت بين موضوعاتشان است ؟ به عبارت ديگر آيا مىتوان گفت : چون موضوع الدليل ، الواقعة الفلانية و موضوع الاصل ، الواقعة الفلانية المشكوك حكمها الواقعى ، بينشان تعارض نيست ؟