الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
11
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
( * ) احكام واقعيّه چه احكامى هستند ؟ احكامى هستند كه در واقع و نفس الامر و به ملاحظهء مصالح يا مفاسد واقعيّه براى موضوعات خود جعل شدهاند و لذا علم و جهل مكلّف نقشى در جعل آن ندارد . ( * ) وجه تسميهء اين احكام به واقعيّه چيست ؟ اين است كه : اين احكام در واقع و نفس الامر براى موضوعات خود ثابت هستند و دستخوش تغيير نمىشوند مثل : وجوب صلاة و يا حرمت خمر . ( * ) احكام ظاهريه چه احكامى هستند ؟ احكامى هستند كه به ملاحظهء جهل مكلّف نسبت به حكم اللّه واقعى در حق او جعل مىشوند . ( * ) چرا اينگونه احكام را ظاهريّه مىنامند ؟ چون وظيفهء فعلى مكلف در ظاهر و تا زمانى كه واقع براى او منكشف نشده همين است ، منتهى ثابت و پايدار نيست ، يعنى پس از انكشاف واقع ( قطعا يا ظنّا ) ، وظيفهء مكلّف عمل به حكم واقعى است . ( * ) چه تفاوتى در مبنا و منبع تحصيل حكم واقعى و ظاهرى وجود دارد ؟ احكام واقعيه : يا از طريق ادلّه قطعيه ( مثل : نصوص قرآنيّه و خبر متواتر ) به دست مىآيند و يا از طريق ادلّهء ظنيّه ( مثل خبر ثقه و ظواهر قرآنيّه ) . لكن احكام ظاهريه : در موارد شك جعل مىشوند . ( * ) چه تفاوتى از جهت اطلاق و تقييد ميان احكام واقعيّه و ظاهريه وجود دارد ؟ 1 - حكم واقعى مقيد به هيچ حالى از حالات مكلّف ( اعم از علم و يا جهل ) نيست . 2 - حكم ظاهرى مقيّد است به حال جهل به واقع ، لكن عند العلم او الظن معتبر نيست . ( * ) وجه عدم دخالت حالات و صفات مكلف در جعل و عدم جعل احكام واقعى چيست ؟ اين است كه : اگر اختلاف اين حالات در جعل دخالتى داشته باشد مستلزم دور است . ( * ) چرا ؟ زيرا علم مكلّف موقوف بر تبليغ حكم براى مكلّف است و تبليغ حكم موقوف بر جعل حكم است و لذا ، اگر جعل حكم هم موقوف بر علم مكلّف باشد دور لازم مىآيد . ( * ) وجه تسميهء احكام ظاهرى به واقعى ثانوى چيست ؟ اين است كه : موضوع اين احكام در واقع شك در حكم اوّلى است ، و لذا چون رتبهء آنها به اعتبار تأخّر موضوع در مرتبهء دوم است واقعى ثانوى ناميده شدهاند .