الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

71

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

ترجمه : ( مقالهء محدّث استرآبادى ) محدث استرآبادى در كتاب فوائد مدنيّه ، بر اساس آنچه حكايت شده مىگويد : مرحوم شيخ ، عمل به خبر را جايز نمىداند مگر خبرى كه به صدورش از ائمّه قطع حاصل شده است و اين معنا مراد مرحوم سيد مرتضى است ، پس مناقشهء ميان اين دو بزرگوار لفظى است ، نه آن‌گونه كه علّامه و پيروانش پنداشته‌اند . ( چرا كه ايشان مناقشه را معنوى و شيخ را قائل به حجيّت اخبار و سيّد را منكر آن معرفى مىكند ) . تمام شد كلام استرآبادى . ( نظر يكى از اخباريون در تاييد صاحب معالم و اهانت به علّامه و بزرگان شيعه ) يكى از اخباريون متأخّر از استرآبادى در رساله‌اش پس از تحسين كلام صاحب معالم گفته است : صاحب معالم نيكو نظر كرده و مسلك شيخ و سيّد را از كلام محقّق نيكو فهميده است كما هو حقّه ، و آنچه از آن ( كلام صاحب معالم ) روشن مىشود اين است كه ايشان كتاب عدّة الاصول شيخ طوسى را نديده و طريقهء شيخ را از آنچه محقّق نقل نموده ، فهميده است و اگر عبارت شيخ را مىديد به حق بيشتر از اين روى مىآورد و چه بسيار از اين تحقيقات و نظريات براى او ( صاحب معالم ) است كه به واسطهء آن غفلت‌هايى كه از متأخرين صادر شده آشكار مىشود مثل والد ايشان ( شهيد ثانى ) و غير او . و در آنچه صاحب معالم ( در اينجا ) فرموده براى كسى كه حق را مىطلبد و او را مىشناسد كفايت مىكند و قبلا نيز كلام شيخ گذشت ، در حالى كه كلام وى صريح در چيزى است كه محقّق از آن فهميده و موافق است با آنچه سيّد مرتضى مىگويد . پس بايد به كلام شيخ مراجعه نمود . سپس قائل مذكور مىگويد : و آن چيزى كه علّامه را در اين وهم و اشتباه انداخته ، مطلبى است كه شيخ در عدّه فرموده و آن اين است كه : عمل به خبر عادل امامى جايز است . و حال آنكه ( علّامه ) در بقيهء كلام شيخ آن‌طور كه ( محقّق ) در آن تأمل كرده ، تأمّل و دقّت نفرموده ، تا بفهمد كه شيخ تنها عمل به اخبارى را كه اصحاب در كتب خود تدوين نموده و اجماع بر جواز عمل به آن را دارند تجويز كرده است .