الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
66
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
* مراد از عبارت ( ثمّ اخذ فى الاستدلال ثالثا . . . ) چيست ؟ جواب دوّم شيخ است از اشكال هفتم بر مدّعاى او ، مبنى بر اينكه : با رجوع به كتب فقهيّه در طول تاريخ و سير در ابواب فقه از طهارت تا ديات و نظر در فتاواى علماء شيعه مىبينيم كه مجتهدين ما در بيشتر احكام و مسائل شرعيه با يكديگر اختلاف نظر داشتهاند و هركدام فتوائى مىدهند ، فى المثل يكى حكم به وجوب ، ديگرى حكم به استحباب و . . . مىكنند ، در حالى كه هركدام هم براى مستند ساختن فتواى خويش به حديثى از احاديث منقوله از ائمه اطهار استدلال مىنمايند ، در عين حال احدى از ايشان ( فقهاء شيعه ) را نديدهايم كه ديگرى را به خاطر عمل به خبر واحد تفسيق كرده باشد و يا قطع رابطه نموده باشد . لذا اين امور خود دليلى ديگر است بر اينكه خبر واحد عند العلماء معتبر و عمل به آن جايز است . منتهى هركس روى مبناى خودش عمل نموده است . * برداشت كلّى از دليل اوّل و دوّم شيخ چيست ؟ اين است كه هر دو عمل الاصحاب را نشان مىدهند به نحوى كه تفكيك اين دو از هم معقول نمىباشد و هريك از اين دو دليل مكمّل ديگرى است . * مراد از عبارت ( ثمّ استدلّ ثالثا على ذلك بانّ الطائفة . . . الخ ) چيست ؟ اين است كه : از زمان حضرت رضا كه تنقيح و پاكسازى احاديث صحيح از جعلى شروع گرديد ، فقهاء و رجاليون بزرگى همچون نجاشى ، كشىّ ، علّامه و . . . كتابهاى متعدّدى در رجال نوشتهاند كه در آنها به بيان زندگىنامه و احوالات آنها و همچنين حجيّت قول آنها به تفصيل سخن گفتهاند . * چه مباحثى در كتب رجالى مورد نظر وجود دارد ؟ فى المثل بحث مىكنند كه : آيا فلان راوى عادل است يا فاسق ؟ آيا فلان راوى فاسد المذهب است يا صحيح المذهب ؟ كدام محدّث حديثش معتبر و كدام راوى حديثش غير معتبر است ؟ و هكذا امثالهم : و لذا حاصل مطلب اين مىشود كه اگر خبر واحد با يك سلسله شرايط حجّت نبود ، نوشتن اين كتب و رسائل ، لغو و بيهوده بود . و لذا به نظر شيخ انصارى ، شيخ طوسى در اين زمينه سنگ تمام را گذاشته است .