الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
34
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
يقين نمىباشند ، ولى مورد رضايت ائمه مىباشند . جناب شيخ حرّ عاملى در كتاب وسائل مدّعى شده كه اخبار دال بر عمل به خبر ثقه متواتر هستند منتهى قدر متيقّن از مضمون آنها خبر ثقهاى است كه احتمال كذب در آن به قدرى ضعيف باشد كه عقلاء به آن توجّه نكردهاند ، حتّى توقف در آن بخاطر احتمال مزبور را تقبيح مىنمايند . چنانچه الفاظ : ثقه ، مأمون ، صادق و غير اينها از الفاظ و عباراتى كه در اخبار متقدم آمد ، دلالت بر ادّعاى مذكور دارند و اطلاق ديگر اخبار غير از آنچه ذكر گرديد هم منصرف به اين معنا مىباشد . يعنى : تمام دلالت بر جواز عمل به خبر ثقهاى دارند كه احتمال دروغ گفتن وى به قدرى ضعيف باشد كه به واسطهء آن ، عقلاء از عمل به گفتهء وى بازنايستاده و در مقام عمل توقّف نمىنمايند . و اما عدالت در راوى : اكثر اخبار مذكور از اين قيد خالى بوده ، بلكه در بسيارى از آنها تصريح به خلاف آن شده است . مثل روايتى كه مرحوم شيخ طوسى در عدّه نقل فرموده كه دلالت بر اخذ نمودن به رواياتى است كه اهل خلاف و سنىها از وجود مقدّس على عليه السّلام روايت كردهاند و مثل روايتى كه دربارهء اخذ از كتب بنى فضّال رسيده و مثل مرفوعه كنانى و حديث بعدى آنكه در تمام آنها تصريح به عدم اعتبار عدالت در راوى شده است . ( استدراك ) در بيش از يكى از اين اخبار آمده كه در اخذ معالم دين تنها بايد به معتمدين شيعه رجوع نمود و نه غير ، لكن اين تعبير يا بر غير ثقه حمل مىشود ( يعنى : اخذ از غير شيعهء غير ثقه جايز نيست و گرنه اگر ثقه باشد هرچند مذهبش هم تشيّع نبوده باشد ، مىتوان از وى اخذ نمود ) . و يا بر اخذ فتوى حمل مىشود ( يعنى : اخذ فتوا از غير شيعه هم جايز نيست ) چرا كه جمع ميان اين احاديث و ديگر اخبار كه بيشتر از اين اخبارند ، مقتضى همين معناست . و در روايت بنى فضّال نيز بر جمع مذكور شاهدى وجود دارد ، چه آنكه امام فرمودند : روايات ايشان را گرفته و فتاوى و استنباطات آنها را ترك نماييد . علاوه بر اين علّتى كه براى نهى از عمل بقول غير شيعه در ذيل روايت آمده و بيان فرموده است كه غير شيعه به خدا و رسول خدا خيانت كردهاند ، دلالت دارند بر انتفاء نهى ، هنگام انتفاء خيانتى كه مكشوف از وثاقت ( راوى است و لو شيعه نباشد ) . چه آنكه غير امامى ثقه مثل ابن فضّال و ابن بكير كه فطحى المذهب هستند ، هرگز در نقل اخبار خيانت نكردهاند ، كه انشاءالله در بيان دليل اجماع بر حجيّت خبر واحد توضيح آن خواهد آمد .