الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
87
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
* مبناى مشهور از جمله شيخ طوسى و آخوند در باب تقديم خاص بر عام چيست ؟ اين است كه چون خاص غالبا از نظر دلالت از عام قوىتر است ، به حكم « يقدّم القوىّ على الضعيف » بر عام مقدم مىشود ، لذا اگر در موردى عام از نظر دلالت قوىتر بود ، عام مقدم مىشود ، و اگر در موردى مساوى بودند ، هيچيك بر ديگرى مقدم نيست . بنابراين : از نظر نائينى ، خاص بر عام مقدم است و از نظر مشهور ، تقدّم با آنى است كه قوىتر باشد . * بر مبناى نائينى چرا خاص از عام قوىتر است ؟ از باب اينكه : خاص نصّ است و عام ظاهر و يقدّم النّصّ على الظاهر . و يا از باب اينكه : خاص اظهر است و عام ظاهر و يقدم الاظهر على الظاهر . * با توجه به مطالب مذكور چرا به نظر شيخ خاص مفهومى بر عام منطوقى مقدم نمىشود ، بلكه بر عكس اين عام است كه مقدم مىشود ؟ زيرا عام در مقام علّت است و خواهيم گفت كه چرا علت مقدم است . * معناى تقديم عموم تعليل ، بر ظهور مفهومى چيست ؟ اين است كه اگر عموم تعليل نبود ، آن صدر ( آيه به دليل وجود مقتضى و عدم المانع ) ظهور فعلى در مفهوم پيدا مىنمود ، لكن اين عام ، مانع ظهور آن صدر در مفهوم است . پس : اين جمله بالفعل ، مفهوم ندارد . * آيا اين طرح المفهوم به واسطهء آن تعليل منطقى است ؟ بله ، منطقى است . زيرا مفهومگيرى تا زمانى است كه قرينهء قوىتر بر خلاف آن نباشد و يا اينكه وجود دليل از مفهوم رفع شود ، و تعليل دليل باشد . * مگر در اصول فقه گفته نشد كه دليل خاص و لو مفهومى باشد بر دليل عام و لو منطوقى باشد مقدم مىشود پس در اينجا نيز بر اساس قانون فوق بايد بگوئيد : ظهور مفهومى بر عموم تعليل مقدم است چرا برعكس مىگوييد ؟ شيخ مىفرمايد : بله تقديم خاص را بر عام قبول داريم ، هرچند كه خاص مفهومى باشد . لكن : اولا : تقديم و تخصيص مذكور در مواردى است كه مخصص ما منفصل باشد . فى المثل : 1 - در حديث آمده ( كلّ ماء طاهر ) كه اين عام است و آب قليل و غير قليل ( كر ) را دربر مىگيرد . 2 - در حديث ديگر آمده ( الماء اذا بلغ قدر كرّ لم ينجّسه شىء ) . ترجمه : آب اگر به حد كر برسد ، در اثر برخورد با نجاست نجس نمىشود .