الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
79
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
خواهد شد و اگر منطوق منفى شد مفهوم مثبت خواهد شد . 2 - و اگر قضيه شرطيه باشد ، شرط در منطوق همان شرط در مفهوم است و جزاء هم همان جزاء يعنى : تنها موجبه ، سالبه شده و بالعكس ، لكن موضوع و يا شرط همان موضوع و شرط است و عوض نمىشود . با حفظ قانون مذكور مىگوئيم : منطوق آيه اين است كه : اگر فاسق خبرى آورد ، كه موضوع در منطوق آيه ، فاسق و مفهوم اين است كه اگر فاسقى خبر نياورد . پس : موضوع در مفهوم ، همان موضوع در منطوق است و اين مطلب با سالبهء به انتفاء موضوع سازگار است اما : اينكه گفتيد : مفهوم شرط و يا وصف به سبب اطلاقش خبر عادل را هم شامل مىشود . مىگوئيم : عنوان عادل در منطوق ، موضوع نبود تا در مفهوم نيز موضوع شود . چرا ؟ زيراكه ( فاسق ) در منطوق موضوع است و فاسق قسيم عادل است . خوب وقتى در منطوق خبرى از عادل نيست نمىتوان فرد دوم را از مفهوم اراده نمود ، بلكه معينا مراد فرد اوّلى است . * مراد از سالبه به انتفاء محمول را توضيح دهيد ؟ سالبه به انتفاء محمول آنجايى است كه محمول را از موضوعى كه مفروض الوجود است سلب نمائيم ، مثل زيد ليس بعالم . كه زيد هست ، لكن داراى علم و يا جلوس نيست و حال آنكه : در قضاياى سالبه به انتفاء موضوع مثل : زيد ليس بعالم ، زيدى نيست تا عالم باشد ، يا مثل : ابن اللّه ليس بعالم ، پسرى نيست تا كه . . . * با توجه به تعريف فوق اصل اوّلى و مقتضاى قاعده در قضاياى شرطيه چيست ؟ اين است كه : سالبه به انتفاء محمول باشند . * مطلب دوّم چيست ؟ ( در پاسخ صاحب معالم از اشكال اول و تقريب استدلال به آيهء نبأ ) 1 - هرجا با دليل خاص ثابت شد كه سالبهء ما به انتفاء موضوع است مثل مثال اول كه گفته شد : ابن اللّه ليس بعالم ، كه سالبهء به انتفاء موضوع است و برهان و قرآن مىگويد : خدا فرزندى ندارد . 2 - و هرجا كه يقين حاصل نموديم كه سالبه به انتفاء محمول است . فى المثل : در زيد ليس بعالم ، لكن هرجا كه دو احتمال آمد مثل : عبد زيد ليس بمطيع ، كه : 1 - احتمال دارد كه اصلا زيد عبدى ندارد تا مطيع باشد . 2 - احتمال دارد كه زيد واقعا داراى عبد است ، لكن عبدى است كه مطيع نيست .