الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
78
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
* پس اينكه مىگويند مشهور قائل به مفهوم وصف در جملات شرطيهاند و افرادى چو سيّد آن را انكار مىكنند در كجاست ؟ در جملات شرطيهاى است كه از قبيل قسم دوماند . * جمله شرطيه در آيهء نبأ از كداميك از دو فرض مزبور است و چرا ؟ از قسم اول ، زيرا تمام الموضوع از براى وجوب تبين همان خبر دادن فاسق است كه با انتفاء اين موضوع ( يعنى : عدم مجىء فاسق ) حكم ( يعنى : تبين وجوب خبر ) نيز منتفى است ، البته نه از باب دلالت مفهومى ، بلكه از باب سالبه به انتفاء موضوع است . يعنى : اصلا موضوعى نيست تا حكمى باشد . و هكذا در امثلهء ديگرى كه شيخ در ذيل مطلب ذكر نموده . * مراد از عبارت ( و ممّا ذكرنا ظهر فساد ما يقال . . . ) چيست ؟ ابطال بيانى است كه صاحب معالم در تقريب استدلال به آيهء شريفه دارند ، با توجه به آنچه ذكر شد . * پاسخ صاحب معالم از اشكال اول و تقريب استدلال به آيهء نبأ چيست ؟ مىفرمايد : از بيان اشكال اوّل دو مطلب فهميده مىشود . * مطلب اول چيست ؟ اين است كه برخى گفتهاند : مفهوم آيه ، عدم وجوب تبين در صورت عدم مجىء فاسق است كه اين مفهوم اطلاق داشته و قابل صدق بر دو فرد است : يكى عدم المجيء فاسق است ، يعنى : اصلا خبرى نيست تا تبين واجب باشد ، بلكه سالبه به انتفاء موضوع است . يكى مجىء است ، يعنى : خبرى هست ، لكن آورندهاش فاسق نيست ، بلكه عادل است يعنى : سالبه به انتفاء محمول است ، چرا كه خبر هست ، حكم وجوب تبين را ندارد . پس : اگر عادل خبرى آورد تبين لازم ندارد . بنابراين : مفهوم آيه اطلاق داشته و شامل فرد عادل هم مىشود و با اطلاقش بر عدم وجوب تبين در خبر عادل دلالت دارد . حال : وقتى تبيّن واجب نشد ، يا قبول بلا تبيّن است و يا رد بلا تبيّن . احتمال دوم باطل است ، فتعيّن احتمال الثانى ، و اين معناى حجيّت خبر عادل واحد مجرّد است . * پاسخ شيخ به مطلب اوّل چيست ؟ مىگويد : قانون مفاهيم اين است كه : اگر قضيهء حمليّه باشد ، موضوع در مفهوم ، همان موضوع در منطوق است چنان كه محمول هم همان محمول است و تنها ، تفاوت در نفى و اثبات است . يعنى : اگر منطوق مثبت باشد ، مفهوم منفى