الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

201

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

تشريح المسائل * مراد از عبارت ( انّ الاستدلال ان كان به ظاهر الآية . . . الخ . . . ) چيست ؟ اين است كه آيهء شريفه داراى صدر و ذيلى است چنان‌كه در سورهء نحل فرموده : وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ اگرچه اين ذيل را در سورهء انبياء ندارد . حال شيخ مىپرسد كه اين استدلال شما با در نظر گرفتن سياق ( يعنى : صدر و ذيل ) آيه صورت مىگيرد و يا با قطع نظر از سياق ؟ استدلال شما با لحاظ هريك كه باشد داراى اشكال است : 1 - اگر استدلال شما با در نظر گرفتن صدر و ذيل ( سياق ) به كلّ كلام باشد ، اشكالش اين است كه : اين آيه به ملاحظه صدرش ( آيات قبل از آن ) مربوط به علماء يهود است و عوام الناس از اهل كتاب و صرفا ايشان مورد نظر آيه است و نه مربوط به باب روايت و راوى چنانچه مفسّرين آورده‌اند : كه كفار قريش در مقام تكذيب پيامبر مىگفتند : اگر خداى تعالى پيامبر مىفرستد ، بايستى كه از ملائكه بفرستد و حق تعالى در ردّ ايشان مىفرمايد : تمام پيامبران قبل از تو رجالى از بنى آدم بوده‌اند و اگر ايشان در اين مسئله شاك و يا جاهل‌اند از علماء ، خويش سؤال كنند و لذا از اين منظر نمىتوان به اين آيه شريفه در اثبات حجيّت خبر واحد استدلال نمود . 2 - و اگر استدلال شما با قطع نظر از سياق ( صدر و ذيل ) و به خود اين كلام كلّى است ، چنين استدلالى داراى سه اشكال است كه اشكال اول در متن مذكور به شرح ذيل است : از اخبار بسيارى كه وارد شده است ، اين‌گونه استفاده مىشود كه : مراد از اهل ذكر خصوص ائمه عليهم السّلام است و نه ديگران . آنگاه قول امام يقين‌آور است چرا كه معصوم است در نتيجه سائل به علم خود عمل مىكند و نه به تعبّد به غير علم . بنابراين از حجيّت فرمودهء ايشان لازم نمىآيد كه خبر ظنّى عادل هم حجّت باشد . * مراد از عبارت ( و ردّ بعض مشايخنا هذا الاخبار بضعف السند . . . ) چيست ؟ اشكالى است بر مطلب شيخ مبنى بر اينكه اين روايات نوعا مبتلا به اشكال‌اند و يا اينكه راويان آنها مشترك ميان عادل و فاسق است و يا اينكه راوى آن مستقيما ضعيف است . پس نمىتوان به واسطهء اين روايات ، اطلاق آيه را به معصومين اختصاص داد . * پاسخ شيخ به اشكال مذكور چيست ؟ اين است كه در اين رابطه شش روايت وجود دارد كه يكى از آنها حسن يا موثق است در نتيجه