الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
197
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
تشريح المسائل * چهارمين آيهاى كه در باب حجيّت خبر واحد بدان استدلال شده كدام آيه است ؟ آيهء شريفه سؤال است كه در دو سوره نحل آيه 43 و انبياء آيه 7 وجود دارند يعنى فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ * اگر نمىدانيد از اهل دانش بپرسيد . * كيفيت استدلال به آيهء شريفه را توسط مستدلين به آن توضيح دهيد ؟ بدين نحو است كه : در آيه شريفه ، امر به سؤال شده است . صيغهء امر دلالت بر وجوب دارد . پس آيه شريفه به ظهور منطوقى دلالت بر وجوب سؤال دارد . حال اگر سؤال بر فرد عامى و جاهل واجب باشد ، مستلزم اين است كه پاسخ نيز بر اهل دانش واجب باشد يعنى اگر پاسخ بر اهل دانش واجب نباشد ، ايجاب سؤال از سوى شارع لغو و بيهوده است كار لغو و بيهوده ، قبيح است و از سوى شارع صورت نمىگيرد پس پاسخ بر اهل دانش از سوى شارع واجب است . حال : اگر پاسخ دادن به سؤال بر عالم واجب باشد . لازمهاش اين است كه قبول هم بر سائل واجب باشد و الّا لازم مىآيد كه ايجاب الجواب بر عالم لغو و بيهوده باشد . كار لغو و بيهوده قبيح است و صدورش از مولاى حكيم محال . پس قبول جواب هم بر سائل واجب است مطلقا ، چه از پاسخ اهل علم ، علم پيدا كنيم چه ظنّ . حال : نتيجهء مزبور را به عنوان يك كبراى كلى بر ما نحن فيه تطبيق مىكنيم و مىگوئيم : كسى كه به خدمت امام شرفياب و حديثى را از ايشان شنيده اهل ذكر ( يعنى : عالم ) است بر ديگران واجب است ، از او كه اهل ذكر ( علم ) است سؤال كنند . پس جواب بر او كه اهل علم است و قبول بر او كه سائل است واجب است و لو پاسخ علمآور نباشد . * آيا وجوب جواب و ابلاغ كلام اعم از اين است كه در پاسخ به سؤال باشد يا بدون سؤال ؟ وقتى بر عالم جواب سؤال واجب باشد ، بازگو نمودن آن جواب و ابلاغش به سائل مطلوب است ، اعم از آنكه از آن سؤال شود يا نه ؟ بنابراين : 1 - هر مطلبى كه شأنيت سؤال از آن صلاحيّت جواب واقع شدن را داشته باشد ، بازگو كردنش لازم است و لو مسوق به سؤال قرار نگيرد .