الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
194
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
تشريح المسائل * حاصل مطلب در عبارت ( يرد عليها : ما ذكرنا من الايرادين الاوّلين فى . . . الخ . . . ) چيست ؟ بررسى اشكالات بدون پاسخى است كه به آيه نفر وارد بود ، و بر استدلال به آيهء كتمان نيز وارد بوده و بدون جواب ماندهاند . و لذا آيهء كتمان هم از ادلهء حجيت خبر واحد نمىباشد . * اشكال اوّل بر استدلال به آيهء كتمان از نظر شيخ چيست ؟ همان اشكال اوّل آيه نفر است و حاصل مطلب بدين قرار است كه : به حكم آيهء مزبور ، كتمان حق حرام ، اظهار حق واجب ، قبول حق عند الاظهار نيز واجب ، لكن آيا قبول واجب عند الاظهار مطلقا است ( چه اظهار علمى باشد و چه غير علمى ) و يا اينكه بايد اظهار علمى باشد ؟ از اين ناحيه آيهء شريفه در مقام بيان نبوده و ساكت است ، و لذا آيه داراى دو احتمال است و إذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال . كه بيان آن در آيهء نفر گذشت . * دومين اشكال وارده بر استدلال به آيهء كتمان از نظر شيخ چيست ؟ همان اشكال دوّم آيه نفر است ، بدين معنا كه : آيهء شريفه در مقام تأسيس يك حكم ظاهرى به نام حجيّت خبر نبوده و بر قبول و پذيرش قول مظهر را مطلقا ( چه علم به حق داشته باشى يا نه ) نخواسته است ، بلكه آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه : كتمان حقّ واقعى حرام ، اظهار حقّ واقعى واجب و تسليم هم در قبال حقّ واقعى واجب است حال چنين تسليمى ، منوط به احراز موضوع ( حقّ واقعى ) است ، و احراز موضوع مترتب بر يقين به صدق مظهر است كه در باب خبر واحد ، به بيانى كه در آيهء نفر گذشت ، وجود ندارد . حاصل مطلب اينكه : آيهء كتمان ، نه تنها راجع به مسئلهء فوق ساكت است ، بلكه ناطق به اعتبار علم است در اظهار ، يعنى اظهار بايد علمى باشد . * شاهد شيخ بر مطلب اخير در اشكال دوّم چيست ؟ مورد خود آيه و شأن نزول آنكه راجع به نشانههاى نبوت پيامبر اسلام است ، كه امرى اعتقادى است و در امور اعتقادى علم لازم است ، لذا نمىتوان به آيهء شريفه در مورد خودش عمل نكرد و در ساير موارد عملكنندهء به آن بود . * پس مراد از عبارت ( نعم لو وجب الاظهار على من لا يفيد قوله العلم . . . ) چيست ؟ اين است كه در مواردى كه شارع مقدس اظهار را واجب كرده است :