الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

163

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

1 - آنهائى كه مىگويند : قبول خبر واحد واجب نيست ، اصل جواز را نيز منكرند . 2 - و آنهائى كه مىگويند : قبول خبر واحد جايز است ، علاوه بر جواز وجوب را نيز قائلند . پس كسى نيست كه قائل به جواز باشد ، امّا قائل به وجوب نباشد زيرا خرق اجماع مىشود بنابراين : با بيان مزبور جواز ثابت شد ، خوب وجوب هم ثابت مىشود پس قبول و حذر واجب است و اين معناى حجيّت خبر واحد است . * پس مراد از عبارت ( انّ الظاهر الآية وجوب الانذار ، لوقوعه غاية . . . ) چيست ؟ حاصل وجه دومى است كه شيخ در جهت اثبات وجوب حذر بيان داشته و آن اين است كه : حذر ، غايت امر واجب ( يعنى : انذار ) است . ( صغرى ) غايت امر واجب ، واجب است . ( كبرى ) پس حذر به عنوان غايت انذار واجب است . ( نتيجه ) به عبارت ديگر : 1 - همراهى نفر با كلمه لو لا دلالت بر مذمت بر ترك نفر دارد . ( صغرى ) مذمت بر ترك ، دليل بر وجوب است . ( كبرى ) پس ، خود نفر واجب است . ( نتيجه ) 2 - غايت اصلى در نفر تفقه در دين است . ( صغرى ) غايت الواجب واجبة ( يعنى لا يرضى المولى بتركه ) . ( كبرى ) پس تفقه در دين واجب است . ( نتيجه ) 3 - غايت تفقه انذار است . ( صغرى ) غايت الغاية واجبة . ( كبرى ) پس : حذر هم واجب است يعنى لا يرضى المولى بانتفائه . ( نتيجه ) منتهى ، گاهى غايت ، فعلى از افعال اختياريه مكلّف است مثل ما نحن فيه كه حذر كردن از محارم الهى در اختيار ماست و گاهى غايت ، از لوازم عقلى يا فعل است مثل ( تب لعلّك تفلح ) كه رستگارى از لوازم عقلى توبه است نه اينكه فعل مكلّف باشد ، همان‌طور كه ورود در بهشت از لوازم عقلى عمل و اعتقاد به اسلام است . * پس مراد از عبارت ( الثانى : انّه إذا وجب الانذار ثبت وجوب القبول . . . الخ . . . ) چيست ؟ همان بيان قبل است در وجه دوم تا بدانجا كه انذار به عنوان غاية الواجب واجب مىباشد ، لكن