الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

75

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

تشريح المسائل * حاصل بيان شهيد اوّل در ذكرى چيست ؟ اين است كه : فقها از عمل به قول ميت منع مىكنند ، چرا كه مىگويند : لا قول للميت . و لذا : از نظر مشهور ، اجماع ، بر خلاف قول ميت نيز قابل انعقاد است چرا كه قول ميت حجت نيست تا مانع از اجماع شود . * وجه انطباق در عبارت ( ظاهر العلماء المنع عن العمل . . . ) بر قاعدهء لطف چيست ؟ همان‌طور كه قائلين به قاعدهء لطف در تحقق اجماع شرط نمودند كه مجمعين تمامشان زنده باشند ، مفهوم كلام شهيد نيز اين است كه : اگر اين مجتهد ميت نيز زنده مىبود ، مخالفتش مضر به انعقاد اجماع مىشد و لذا : از اين اعتبار و اشتراط ( زنده بودن ) استفاده مىشود كه اين مبنا با مبناى لطف مىسازد و اينان نيز قائل به قاعدهء لطف هستند . * لبّ اللباب بيان محقق داماد در اين مقام چيست ؟ در ذيل آيهء شريفهء أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً « 1 » فرموده است : يكى از بركات وجودى امام عصر ( عج ) هرچند در زمان غيبت ، اين است كه حضرت مستند و مدرك حجيت اجماع علما است ( چه در اجماعات بسيطه كه همه در يك مسئله متفق القول هستند و فى المثل مىگويند : فلان عمل واجب است و چه در اجماعات مركبه كه برخى از علما مىگويند : فلان عمل واجب است و برخى مىگويند : حرام است لكن هر دو گروه بر عدم اباحه متفق‌اند ) . * استدلال جناب محقق به اين مستند بودن چگونه است ؟ بدين گونه است كه : اگر همه علما متفق شدند ولى نظر امام غير از نظر آنان بود ، به مقتضاى لطف و رحمتى كه در حكمت الهى فرض و واجب شده ، امام نيز بايد اظهار خلاف نمايد و يا اينكه در ميان مخالفين كسى باشد كه قولش موافق قول امام باشد تا اينكه اجماع درست نشود . نكته : جناب محقق نيز تصريح نموده به قاعدهء لطف . * حاصل گفتار جناب شهيد اوّل پيرامون قاعدهء لطف در ذكرى چيست ؟ اين است كه : وقتى در مسائل اختلافى با اجماعات ادعاشده روبرو مىشود ، دست به توجيه زده

--> ( 1 ) - لقمان / 20 .