الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

36

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

تشريح المسائل * حاصل مرحلهء دوم در مباحثى كه گذشت چه شد ؟ اين شد كه نقل اجماع نسبت به اخبار از حكم امام خبر حدسى است ، آن‌هم حدسى غير ضرورى و لذا مشمول ادلهء حجيت نيست . * انگيزهء شيخ بر عنوان امر دوّم چيست ؟ اين است كه : اوّلا : معناى اجماع در اصطلاح كسانى كه مدعى آن هستند دانسته شود . ثانيا : مشخص شود كه آيا نقل اجماع همان نقل قول معصوم است يا نه ، و به فرض آنكه نقل قول معصوم باشد با كدام يك از اصطلاح لطف يا دخول و يا . . . صورت مىپذيرد . * مراد از عبارت ( الذين هم الاصل له و هو الاصل له ) چيست ؟ اين است كه : ايشان ( اهل خلاف ) ابتداء مسئله اجماع را عنوان نمودند و اجماع هم اساس مكتب آنها است ، چنانچه خلافت ابو بكر را با همين‌گونه اجماع اثبات نمودند . به عبارت ديگر : اجماع را دليل مستقلى در قبال كتاب و سنت و عقل قرار دادند ، چرا كه اجماع از نظر آنها فى حد نفسه و بدون وابستگى به امر ديگرى حجت است پس ارزش ذاتى براى آن قائلند . * اجماع در اصطلاح خاصّه ( شيعه ) به چه معناست ؟ حاكى از قول معصوم و به ملاك كشف ، حجت است . يعنى : اجماع را به عنوان يكى از منابع فقه مىدانند لكن ارزش ذاتى براى آن قائل نبوده و آن را در عرض كتاب و سنت نمىدانند بلكه از آن جهت كه كاشف از قول معصوم است مىپذيرند . * مراد از عبارت ( هو اتّفاق العلماء فى عصر ) چيست ؟ اين است كه : اجماع در اصطلاح عامّه و خاصّه بنا بر آنچه از تعاريف فريقين به دست مىآيد عبارت است از : اتفاق جميع علماى امت در عصر واحد . * شاهد بر ادّعاى فوق چيست ؟ تعريفات ذيل است از : 1 - شيخ الطائفه در تهذيب فرموده : الاجماع هو اتفاق اهل الحلّ و العقد من امّة محمد ( ص ) . 2 - علامه ( ركن الدين محمد بن على جرجانى ) در مبادى فرموده : الاجماع فى اصطلاح فقهاء اهل البيت عليهم السّلام هو اتفاق امّة محمّد ( ص ) على وجه يشتمل على قول المعصوم .