الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
29
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
ندارد بر اينكه وى در اجتهاد و استنباطش نيز به صواب رفته و به واقع مىرسد . * مراد از عبارت ( كما فى الرّياض من عدم اعتبار الشهادة . . . اذا لم يستند الى الحس . . . ) چيست ؟ از قيد اخير استفاده مىشود كه شهادتى كه عن حسّ باشد در محسوسات به دليل آيهء نبأ حجّت است . * كلام فوق بر چه مبنايى است ؟ مبنى برآن است كه آيهء نبأ شامل شهادت عادل هم بشود . * تقرير پاسخ مذكور چگونه است ؟ بدين گونه است كه ، مستفاد از آيهء نبأ حجيت قول و خبر عادل است فى الجملة ، يعنى : با قطع نظر از اينكه آيا انضمام عادل ديگر در مؤثر بودنش لازم است يا نه ؟ * وجه نظر در عبارت ( و ان علّله فى الرّياض بما لا يخلو عن نظر . . . ) چيست ؟ اين است كه : اصطلاح شهادت بر شهادتى اطلاق مىشود كه از مشاهده و حضور نيز مجرد است همانطور كه گفته مىشود : شهادت بر وحدانيت خدا ، شهادت بر رسالت رسول الله ( ص ) و امامت ائمهء اطهار ( ع ) و . . . * حاصل بيان صاحب رياض به طور ساده و روشن چه مىباشد ؟ اين است كه : ادلهء حجيت خبر واحد از جمله آيهء نبأ بر حجيت خبر دلالت دارند مطلقا . منتهى ؛ از آنجا كه شهادت از شهود است و شهود به معناى حضور و مشاهده نمودن است ، محسوس بودن در معناى لفظ شهادت اخذ شده و لذا شهادت دادن توسط قرائن كافى نيست . اكثر فقها فتوا دادهاند به اينكه در امور حسيّه اگر شهادت مستند به حس نباشد قابل قبول نيست . * نظر شيخ پيرامون مطالب صاحب رياض چيست ؟ اين است كه : سرّ فتواى اكثر را همان بيانات خود مىداند نه مطالب صاحب رياض ، چرا كه شهادت تنها در حسيات به كار نمىرود بلكه در حدسيات و عقليات هم كاربرد دارد چنانكه در پاسخهاى قبلى مذكور است . * حاصل كلام در متن مزبور چيست ؟ اين است كه : آيهء نبأ عموميّت نداشته و بر حجيّت خبر عادل به طور مطلق دلالت نمىكند يعنى : آيهء نبأ تمام اخبار صادره از عادل را حجت نمىكند چه آنهائى كه مبتنى بر حسّ بوده و چه اخبارى كه مبادى آن محسوس است . و اينكه فقهاء ، شهادت حدسيّه و فتواى مجتهد را در حق مجتهد ديگر حجّت ندانستهاند به