الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

57

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

تشريح المسائل * مراد از عبارت ( ان لا يكون للامارة القائمة . . . . تأثير فى الفعل الذى . . . . ) چيست ؟ بيان وجه سوم از قسم دوم كه همان مصلحت سلوكيه است . * حاصل اين وجه به‌طور خلاصه چيست ؟ اين است كه : قيام اماره نه موجب تنجيز حكم فعلى كه برآن مشتمل است مىشود و نه سبب جعل حكم جديد به عبارت ديگر : اماره هيچ نقشى در جعل يا تنجيز حكم ندارد بلكه تنها صرف عمل برطبق آن و مؤداى آن را واقع دانستن و آثار واقع را برآن مترتب ساختن ، مصلحت دارد و همين دليل واجب شدن آن از ناحيه شارع مقدّس است . * نظر شيخ را در وجه مذكور به‌طور واضح و روان بنويسيد ؟ او معتقد است كه : 1 - امارات ظنّيه صرفا طريق به سوى واقع مىباشند و در مؤدّاى آنها مصلحتى وراى مصلحت واقع وجود ندارد و يا حادث نمىشود تا در صورت مخالفت با واقع همين مؤداى اماره در حق مكلّف فعليّت يابد ، لكن اگر اماره مطابق با واقع بود همان واقع ، فعليّت يافته منجّز مىشود . 2 - اگر اماره بر امرى قائم شد در خود سلوك برطبق اماره و تطبيق برآن اماره مصلحت وجود دارد و لذا شارع با تمكن از علم ، عمل به اماره را بر ما واجب نموده است . نكته : شيخ معتقد است كه مصلحت سلوك بايد به اندازهء مصلحت واقع و يا بيش از آن باشد تا بتواند جاى واقع را بگيرد . و الّا با تمكن از علم نمىتوان به سراغ امارات رفته به آن تمسّك نمود چرا كه همان تالى فاسدى را كه ابن قبه گفته لازم مىآيد . * مراد از عبارت ( ايجاب العمل . . . . وجوب تطبيق العمل عليها . . . ) چيست ؟ بيان دو مطلب است . الف : معناى ايجاب عمل برطبق اماره . ب : لزوم اشتمال مصلحت عمل به اماره بر تدارك مصلحت فائته واقعى . * مراد از معناى ايجاب عمل برطبق اماره از نظر شيخ چيست ؟ لزوم استناد مىباشد نه لزوم عمل ، كه اين مطلب در موارد قطع به حكم نيز جارى است .