الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

81

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

( اقسام تجرّى و شرط تحقق هريك ) سپس اينكه : تجرّى داراى اقسامى است كه جامع ميان آن ( اقسام ) عدم مبالات به معصيت يا قلّت آن ( مبالات در عصيان ) است . 1 - صرف قصد و نيت معصيت . 2 - قصد عصيان با پرداختن به مقدمات آن . 3 - قصد معصيت با مرتكب شدن به فعلى كه قطع به گناه آن دارد . 4 - پرداختن به امرى كه احتمالا گناه است با اميد به تحقّق معصيت . 5 - ارتكاب به امرى كه احتمالا گناه است به خاطر بىباكى از انجام حرام . 6 - پرداختن به امرى كه اميد دارد كه گناه نباشد و مىترسد كه معصيت باشد . شرط صادق بودن تجرّى در سه فقرهء اخير اين است كه جهل فاعل عذر شرعى و عقلى نباشد ، چنانچه در شبههء محصورهء وجوبيه يا تحريميه اين چنين است ( يعنى جاهل معذور نيست ) . و گرنه ( اگر جهلش عقلا يا شرعا عذر باشد ) احتمال معصيت تحقّق نمىيابد هرچند محتملا با واقع مخالفت نموده باشد ، همان‌طور كه در عمل به اصل برائت و استصحاب ، عامل حتما معذور است . پس تمام اقسام ششگانه تجرّى در اينكه فاعل مستحقّ مذمّت بوده و در اينكه دلالت بر بدى ذات و باطن فاعل داشته با هم مشترك‌اند ( و قبح فاعلى را اثبات مىنمايند ) . لكن ، سخن در اين است : كه آيا علاوه بر قبح فاعلى ، اين اقسام دلالت بر تحقّق عصيان به‌واسطهء فعلى كه تجرّى در ضمنش صورت گرفته دارد يا نه . لذا لازم است كه در هريك از اقسام تجرّى تأمّل كنى . تشريح المسائل * مقصود از عبارت ( و لعلّه لتنقيح المناط لا بالدّلالة اللفظية . . . ) چه مىباشد ؟ اين مىباشد كه : اگر كسى بگويد از كلمه ( تعاونوا ) در عبارت شريفهء ( لا تعاونوا على الاثم . . . ) اعانت طرفينى منظور است و نه اعانت نفس بر گناه در انجام مقدّمات حرام . در اينجا پاسخ مىدهد كه بله به دلالت لفظى مطابقى شامل اعانة النفس على الاثم نمىشود ، لكن با تنقيح مناط شامل اعانة النفس نيز مىشود . * مقصود از تنقيح مناط در عبارت فوق چيست ؟