الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
46
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
بگذارد يعنى : ظنى را كه مكلّف از راه بيّنه تحصيل نموده حجت بداند ، تا نتيجه حاصل شود . * مراد از عبارت ( لكن الكلام فى انّ قطعه . . . ) در متن چيست ؟ ج : اين است كه : آيا قطع قاطع از جانب شارع در حقّ او حجّت است مطلقا ( چه مطابق واقع باشد يا نباشد ) به عبارت ديگر : قطع قاطع : 1 - گاهى مطابق با واقع است فى المثل : مكلّف قطع به وجوب پيدا كرده و در واقع هم وجوب است ، چنين قطعى حجت بوده و مخالفت با آن مؤاخذه دارد و اين همان معصيت است . 2 - و گاهى مخالف با واقع و در حقيقت جهل مركب است . فى المثل : يقين به حرمت پيدا نموده درحالىكه حكم واقعى وجوب است . حال سخن در اين است كه : آيا همانطور كه مخالفت نمودن با قطع ، مخالف واقع بوده و مؤاخذه دارد ، مخالفت با قطع مخالف واقع ( جهل مركب ) بوده و مؤاخذه دارد ؟ يعنى : اگر كسى قاطع به خمريّت يك مايع بود و اين قطعش مخالف واقع ( جهل مركب ) باشد ، معذلك با وجود قطع به خمريت ، آن مايع را نوشيد و سپس خلاف آن ظاهر شد آيا مؤاخذه مىشود . يا اينكه ، صرفا مخالفت قطعى كه مطابق واقع است عقابآور است ؟ كه در نتيجه مفهومش اين است كه اگر كسى از روى جهل شرابى را نوشيد يا اينكه با قطع به شراب بودنش آن را نوشيد و بعد معلوم شد كه شراب نبوده عقاب ندارد . به عبارت ديگر آيا اگر قطع مصادف با واقع شد مخالفت آن مؤاخذه دارد يا اينكه قطع مطلقا حجت است و لو مطابق با واقع نباشد ؟ * تعبير ديگر بحث و مطلب فوق چيست ؟ ج : تعبير ديگر اين بحث ، تجرّى است . يعنى : كسى كه قطع به حرمت چيزى دارد معذلك آن را مرتكب مىشود و سپس معلوم مىشود كه حرام نبود . * مراد از عبارت ( ظاهر كلماتهم . . . الاتفاق على الاوّل ) در متن چيست ؟ ج : رأى مشهور فقهاء متقدّم است كه مخالفت قطع را حرام و مخالف با قطع را مستحقّ عقاب مىدانند و براى اثبات مدّعايشان تمسك به اجماع نمودهاند . به عبارت ديگر : بيان دليل اول است در اثبات قول مشهور كه تجرّى را همچون عصيان موجب عقوبت مىدانند . * دليل اول مشهور بر مدعاى فوق چيست ؟