ابو القاسم گرجى

70

ادوار اصول فقه

غسل او شد . پسرش در خانه‌اش در محلهء كرخ بر او نماز خواند و در شب همان روز كه وفات يافته بود به خاك سپرده شد و به مرگش طومار زندگى يكى از بزرگ‌ترين دانشمندان قرن چهارم پيچيده شد . در حال حاضر در كاظمين در نزديكى صحن ، دو ضريح است كه به سيّدين سندين « مرتضى » و « رضى » منسوب است و عامه به آنها تبرّك مىجويند و شب‌ها در آنها چراغ روشن است . ولى بعضى از مورّخان گويند : كه جنازهء هر دو به كربلا منتقل و در نزديكى ضريح امام حسين - عليه السلام - در مقبرهء جدّشان ابراهيم دفن شد « 1 » . برخى ديگر ، قبر آنان را در بغداد در خانهء خودشان مىدانند . « 2 » مرتضى پسرى داشت كه به « ابو جعفر ، محمد » موسوم بود « 3 » و « ابو العلاء » او را « اطهر مرضى » لقب داده و در مرثيهء جدش « ابو احمد نقيب » وى را نظير پدر و عمويش شمرده است . « 4 » مرتضى در تربيت او بسيار كوشيد و « ابو الفتح » نيشابورى نحوى را بر تأديب او گماشت . « 5 » صاحب ادب المرتضى گويد : آن‌طور كه براى من ظاهر شده او بهره‌يى از علم نداشته زيرا در تراجم اعلام اماميه نامى از او برده نشده است . « 6 » ابن خلكان او را از وفات‌يافتگان سال 443 دانسته و نامش را « ابو عبد اللّه الحسين » ذكر كرده است . اين پسر در زمان حيات پدر ازدواج كرد و از او فرزندى تولد يافت كه نسل سيّد از اين فرزند باقى ماند تا به « ابو القاسم النسابة » صاحب كتاب ديوان النسب رسيد . « ابو القاسم النسابة » را پسرى بود نامش احمد كه به موت او خاندان شريف منقرض شد . « 7 » صاحب « ادب المرتضى » از كتاب روضات الجنات نقل كرده كه در كتاب انساب الطالبين براى سيّد مرتضى دو دختر نيز به نام « زينب » و « خديجه » ذكر شده و خود گويد :

--> ( 1 ) - روضات الجنات ، چاپ اوّل ، ص 384 نقل از كتاب « الدرجات الرفيعة » و كتب ديگر . ( 2 ) - منتظم ابن جوزى ، حوادث 436 و خطيب بغدادى ، ج 11 ، ص 403 ، ط خانجى . ( 3 ) - مقدّمه « ديوان الشريف المرتضى » ، چاپ « حلبى » ، بقلم ، « رشيد الصفار » ، ص 115 ، نقل از عمدة الطالب . ( 4 ) - ادب المرتضى ، ص 78 پاورقى نقل از سقط الزند ج 2 ، ص 63 ط ، بولاق 1286 . ( 5 ) - ادب المرتضى ، نقل از ديوان مخطوط سيّد ، ج 3 ، ص 66 . ( 6 ) - همان ، ص 78 . ( 7 ) - ادب المرتضى پاورقى ص 78 نقل از رياض العلماء مخطوط نقل از شريف ابو الحسن علوى عمرى نسابهء معروف به ابن صوفى در كتاب خود « المجدى فى انساب الطالبين » .