ابو القاسم گرجى

47

ادوار اصول فقه

خلاصهء امتيازات اين دوره مهم‌ّترين امتيازات اين دوره عبارت است از : 1 - روح اجتهاد كه از كالبد جامعهء دانشمندان شيعه رخت بربسته بود بار ديگر بازگشته و به‌تدريج تكامل يافت . 2 - علم اصول ، در اين دوره - مخصوصا در اواخر آن - بيشتر جنبهء شرح و تعليق و تلخيص كتب گذشتگان را پيدا كرد و از صورت تصنيف مستقل خارج شد و اين به شيعه اختصاص نداشت بلكه اصول اهل سنّت هم همين حال را داشت . 3 - در اين دوره برخى از دانشمندان شيعه به پيروى از بعضى از دانشمندان اهل سنّت پاره‌اى از مسائل منطقى را نيز در كتب اصولى خود داخل كردند و همين امر سبب شد كه علم اصول ، علاوه بر علم كلام ، تحت تأثير مسائل منطقى نيز قرار گيرد . دورهء هفتم - دورهء ضعف و فتور علم اصول اين دوره در اثر نهضت اخباريان به وجود آمد و از مهم‌ّترين پيشاهنگان اين نهضت ، مولى محمد امين استرآبادى ( متوفّى به سال 1033 ه ق ) نويسندهء كتاب « الفوائد المدنية » بود . او از دشمنان سرسخت مجتهدان بود و همه را از قديمين تا شهيدين و ديگر دانشمندان به‌سختى انتقاد مىكرد و پيروان مكتب اهل سنّت مىدانست و كتاب « الفوائد المدنية » خود را كه در ربيع الاول 1031 در مكّهء معظّمه به پايان رسانده بود در رد بر مجتهدان نگاشت . اخباريان مىگفتند : 1 - مؤسّس علم اصول ، اهل سنّت‌اند ، اگر در استنباط احكام ، قواعد اصولى به كار رود لازم مىآيد فروع مذهب تحت تأثير افكار آنان قرار گيرد . 2 - و نيز اگر فقه به كار بستن قواعد اصولى نياز داشته باشد لازم مىآيد اصحاب ائمّه ،