ابو القاسم گرجى
128
ادوار اصول فقه
مانند اخبار مربوط به منافع و مضارّ دنيوى ، سمعى مانند شهادات ، اخبار مربوط به فروع دين كه داراى صفات و شرايط خاصّى است . خبر غير واجب العمل نيز بر دو نوع است : خبرى كه ظاهر آن مقتضى ردّ خبر است ؛ خبرى كه واجب التوقّف است و صدق و كذب هر دو در آن بهطور تساوى محتمل است ( 25 - 27 ) . فصل هشتم : در اينكه بعضى از اخبار موجب حصول علم است و در كيفيّت حصول علم به اخبار و اقسام آن مرحوم « شيخ » فرمود : از سمنيّه حكايت شده است كه وقوع علم به اخبار و هنگام اخبار را انكار كردهاند و علم را به ادراكات اختصاص دادهاند . ولى اين مذهب چون مذهب سوفسطائيّه كه انكار حصول علم به مشاهده و ساير انواع ادراك كردهاند ظاهر البطلان است بديهى است نفوس ، همانند مشاهدات ، بهوجود بلدان ، ملوك ، هجرت ، غزوات پيغمبر ( ص ) و همچنين ديگر وقايع گذشته كه براى ما نقل شده علم يعنى سكونت و آرامش نفس پيدا مىكند و ادّعاى اينكه اين انكشاف ، ظنّ و حسبان است نه علم ، واضح الفساد است ( 27 - 28 ) . و اما كيفيّت حصول علم : ابو القاسم بلخى و پيروان او علم حاصل از اخبار متواتره را علم مكتسب دانستهاند . شيخ مفيد - رحمه اللّه - نيز همين مذهب را پذيرفته است . ابو على و ابو هاشم و بصريان و بيشتر فقها و اصحاب اشعرى علم به اين اخبار را ضرورى از فعل خداوند دانستهاند . سيّد مرتضى - قدّس سرّه - « 1 » به تفصيل قائل شده : دربارهء اخبار بلدان ، وقايع ، ملوك ، هجرت و غزوات پيغمبر ( ص ) و مانند اينها ضروريّت و اكتساب هر دو را ممكن شمرده و در مثل معجزات پيغمبر ، بسيارى از احكام شريعت ، نصوص بر امامان ، به استدلالى بودن قاطع شده است ( 28 ) . « شيخ » ، خود مذهب « سيّد » را از دو مذهب ديگر واضحتر دانسته و پس از اين به استدلال او اشارت خواهد رفت . از « ابو القاسم بلخى » و پيروان او دو دليل بر مذهب خويش نقل كرده :
--> ( 1 ) - مرحوم شيخ در اينجا نيز مانند مقدّمهء كتاب ، مرحوم سيّد را به « أدام اللّه علوّه » دعا كرده است و از آن استفاده مىشود كه تا اينجا سيّد حيات داشته است .