ابو القاسم گرجى

120

ادوار اصول فقه

صورت ، كلام جز به تقدير يكى از دو قسم مزبور مفيد نيست مانند « يا زيد » كه به معنى « أدعو زيدا » مىباشد . كلام مفيد يا امر است و معناى امر ، مانند سؤال و طلب و دعاء و يا نهى است و يا خبر . جحود ، قسم ، أمثال ، تشبيه و مانند اين‌ها همه در خبر داخل است . استخبار ، استفهام ، تمنّى ، ترجّى همه به اخبار شبيه است . گروهى مرجع همهء اقسام كلام را به خبر مىدانند زيرا مرجع امر به « اريد منك أن تفعل » ، و مرجع نهى به « اكره منك الفعل » است و همين‌طور در ساير موارد . اسم‌هاى مفيد بر دو قسم است : مفيد يك عين و مفيد بيشتر از يك عين . قسم اوّل ، اسماء اجناس است و قسم دوم بر دو نوع است : يكى آنكه در اعيان متعدّده مفيد يك معنى است مانند لون . دوم آنكه مفيد معانى مختلفه است مانند اسم‌هاى مشترك چون قرء و جون و عين . گروهى مشترك لفظى ( قسم دوم ) را نفى كرده‌اند . ولى اين ، خلاف حادثى است كه قابل توجّه نيست زيرا ظاهر مذهب أهل لغت ، خلاف آن است . « شيخ » در اينجا برخى از حروف و شبه حروف را كه مغيّر معنى جمله است مانند واو ، فاء ، ثم ، بعد ، إلى ، من ، باء ، او و فى آورده و معانى آن‌ها را ذكر كرده است ولى به جهت اختصار از ذكر آن‌ها خوددارى مىنماييم . سپس قول منكران مجاز را به استعمالات ردّ كرده و علايق مجاز را كثير و غير منضبط دانسته و به مجاز بدون حقيقت قائل نشده ، او مخاطبهء خداوند و همچنين پيغمبر را به مجاز پذيرفته و قول مخالفان را در اين باب غير قابل التفات دانسته و تنها استعاره را از اين جهت كه موهم حاجت است شايسته سخن خداوند ندانسته و لذا در مقام بيان فصل بين حقيقت و مجاز برآمده و در اين مقام وجوهى را ذكر كرده است : 1 - نصّ اهل لغت « 1 » و يا دلالتى بر اينكه لفظ مجاز است . 2 - علم به اينكه لفظ در آغاز براى چيزى وضع شده و سپس بر وجه تشبيه در معنى ديگر به كار رفته است . 3 - علم به اطّراد لفظ در موردى و عدم اطّراد آن بدون مانع عرفى يا شرعى در مورد

--> ( 1 ) - به‌نظر اينجانب مناسب است به جاى نصّ اهل لغت ، نصّ واضع به كار رود .