ابو القاسم گرجى

113

ادوار اصول فقه

الامامة » « 7 » ، و از نوشته‌هاى استاد خود « مفيد » ، مختصرى در اصول فقه « 8 » ، و از نوشته‌هاى استاد ديگرش « مرتضى » كتاب « ذخيره » « 9 » ، « ابطال القياس » « 10 » ، « شافى » « 11 » و بعضى از مسائل « 12 » را ياد كرده است . « شيخ » از تأليفات اهل سنّت رسالهء « شافعى » « 13 » و به‌طور مكرّر كتاب « العمد » تأليف قاضى عبد الجبّار معتزلى « 14 » را نام برده است . از ملّتها و نحله‌هاى دينى و مذهبى نيز نام بسيارى در اين كتاب آورده شده است « 15 » . [ آراى « شيخ » در عدّه ( و فصول : ) ] اين كتاب در دو جلد تنظيم يافته و پس از چند فصل مقدّماتى ، بر ده گفتار ( كلام ) مشتمل ، و هر گفتار متضمّن فصولى است . تعداد مجموع فصل‌هاى كتاب 92 فصل مىباشد . فصل اوّل : در اوّلين فصل از فصل‌هاى مقدّماتى : اصول فقه را به ادلّهء فقه تعريف كرده و تكلّم در اين ادلّه را تكلّم در اصول فقه دانسته است و چون اصل در اصول فقه ، خطاب و طريق اثبات خطاب است ، در تعريف خطاب وارد شده و آن را به « الكلام الواقع على بعض الوجوه » تعريف كرده است . « شيخ » مقوّم خطاب را قصد خطاب مىداند . در مقام بيان حصه مسائل علم اصول فرموده : سخن يا در خود خطاب است و يا در

--> ( 7 ) - ص 269 . ( 8 ) - ص 2 . ( 9 ) - ص 34 . ( 10 ) - ص 255 - 290 . ( 11 ) - ص 249 . ( 12 ) - ص 179 . ( 13 ) - ص 294 . ( 14 ) - ص 23 و 161 . ( 15 ) - مانند سمنيّه ، اصحاب اشعرى ، شيعه ، جهميّه ، نجاريّه ، تابعين ، متكلّمين ، مجبّره ، مشبّهه ، مقلّده ، غلاة ، واقفه ، فطحيّه ، ناووسيّه ، اصحاب شافعى ، اصحاب ابى حنيفه ، معتزله ، اصحاب الظاهر .