ابو القاسم گرجى
109
ادوار اصول فقه
صفحهء 68 كتاب است ، بنابراين مرحوم « شيخ » تنها صفحات اوّل كتاب را در زمان حيات استاد نوشته است نه همهء آن را . دوم - آنچه بحّاثهء كبير ، آقاى « شيخ آقا بزرگ تهرانى » در ذيل كلام خود فرمودهاند كه : مرحوم « شيخ » كتاب عده را به دو قسمت تقسيم كرده است : قسمتى در اصول دين و قسمت ديگر در اصول فقه . بهنظر اينجانب اين نيز خالى از اشتباه نيست زيرا مرحوم « شيخ » در اولين سطر كتاب مىفرمايد : « قد سألتم أيّدكم اللّه املاء مختصر فى اصول الفقه يحيط بجميع ابوابه على سبيل الإيجاز و . . . و أنا مجيب الى سألتم ما عنه مستعينا بحوله » و در پايان فصل اوّل كه در بيان ماهيّت اصول فقه و بيان مسائل و كيفيّت ترتيب آن است مىفرمايد : « و المطلوب من هذا الكتاب بيان ما يختصّه من تصحيح أصول الفقه الّتى ذكرناها و بيان الصّحيح منها و الفاسد » . و بهعلاوه مراجعه به اين كتاب از آغاز تا پايانش به خوبى اين معنى را روشن مىكند كه مقصود جز ذكر مسائل اصول فقه نيست و اگر أحيانا مسألهاى از مسائل اصول دين مطرح شود ، استطراد و يا به جهت مسيس حاجت است . او خود در ذيل فصل اوّل به اين معنى تصريح مىكند . مقايسهء اجمالى كتاب « عدّة الأصول » با كتب متقدّمان و متأخّران : اگر براى علم اصول ، ادوارى فرض كنيم اوّلين دورهء آن را بايد هنگامى بدانيم كه در علم اصول تنها مسائل اصول مطرح است و از آلودگى به مسائل علوم ديگر چون كلام و منطق و مسائل فلسفى و ديگر علوم مبرّا است . شايد بهترين مصداق براى اين دوره ، كتاب رسالهء شافعى ( م 204 ) است اعمّ از آنكه اين كتاب اوّلين كتاب مدوّن در اين علم ، باشد يا نباشد زيرا رسالهء شافعى گرچه همهء مسائل اصولى را مطرح نكرده است ولى در عوض چون تا آن زمان هنوز نزاع بين اشاعره يا معتزله در نگرفته است ، اين كتاب مسائل اصولى را به مسائل كلامى درنياميخته است . در اين صورت دورهء دوّم دورهاى است كه علم اصول در اثر شدّت نزاع بين اشعريان و معتزليان ، سخت با مسائل كلامى درآميخته است . بارزترين كتبى كه در اين دوره نوشته شده است عمد قاضى عبد الجبار معتزلى ( م 415 ) و معتمد ابو الحسين بصرى ( م 436 ) است . و دورهء سوم ، دورهاى است كه به شيعه اختصاص دارد بلكه اوّلين دورهء اصول شيعه