غلامعلى صفايى

11

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

معارف از حيث تعريف به اين ترتيب است : 1 - ضمير . 2 - علم . 3 - اسم اشاره . 4 - موصول و اسم محلّى به الف و لام . و بايد توجه داشت كه مضاف به هركدام از اينها ، حكم همان قسم را دارد به غير از مضاف به ضمير كه در حكم علم و در رتبهء دوّم است ، مگر اينكه آن اسم مضاف به ضمير ، مصدر باشد كه در اين صورت در حكم ضمير است . با ملاحظهء به مطلب فوق ، بايد دانست كه چه هردو اسم معرفه در يك رتبه باشند ، مثل : اللَّهُ رَبُّنا « الشورى / 15 » و چه مختلف الرتبه باشند ، مانند : « زيد الفاضل » و « الفاضل زيد » ، حكم به مبتدا بودن اسم مقدّم كه « اللّه » در مثال اوّل و « زيد » در مثال دوّم و « الفاضل » در مثال سوم است مىشود . هذا هو المشهور : اين قول مشهور در بين آراى علماست . و قيل : قول ديگر در اين صورت ، اين است كه جايز و صحيح است هركدام را مبتدا و خبر فرض كرد چه متساوى الرتبه و چه مختلف الرتبه باشند ، بنابراين در مثل آيه شريفه مذكور دو وجه جايز است : 1 - « اللّه » مبتدا و « ربّنا » خبر . 2 - « اللّه » خبر مقدم و « ربّنا » مبتداى مؤخر . و هردو وجه نيز در دو مثال ديگر نيز جائز است ، دليل اين قائل اين است كه اختلاف در رتبهء معارف موجب ترجيح اسمى براى مبتدا شدن بر اسم ديگرى نمىشود بلكه براى مبتدا قرار گرفتن ، تنها معرفه بودن كفايت مىكند . و قيل : قول سوم كه قائل آن فخر رازى « 1 » است اين است كه اگر در اين نوع از جملات اسميه ، اسم مشتقى بود ، آن اسم مشتق خبر خواهد بود هرچند مقدّم باشد ، مانند : « القائم زيد » كه « القائم » خبر مقدم و « زيد » مبتداى مؤخّر است و دليل قائلين اين قول اين است كه همواره اسمهاى مشتق حمل بر ذوات مىشوند و چون در جمله اسميه همواره خبر ، محمول واقع مىشود بنابراين اسمهاى مشتق خبر هستند هرچند مقدّم باشند و لكن اگر هردو جامد بودند ، مانند : « زيد هذا » مثل قول اوّل اسم مقدّم مبتداست . و التحقيق : از ديدگاه مؤلف كتاب ، ملاك مبتدا بودن اسم در اين صورت ، دو

--> ( 1 ) . ر . ك المنصف من الكلام : 2 / 156 .