غلامعلى صفايى
88
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
در آن خبر « لا » مشبهة به « ليس » منصوب ذكر شده باشد ، دست نيافته است و بعد از آن ادعا كرده است كه اين كلمه تنها در اسم عمل رفع مىكند و خبر آن مرفوع به عامل رفع خود قبل از دخول « لا » است . و يردّه : لكن رد مىكند قول زجاج را قول شاعر در اين شعر : « تعزّ فلا شىء على الأرض باقيا * و لاوزر ممّا قضى اللّه واقيا » « 1 » شاهد : در عمل نصب « لا » مشبهة به « ليس » در « باقيا » در مصرع اوّل و « واقيا » در مصرع دوّم به عنوان خبر آن است . تركيب شعر : « تعزّ » فعل امر مخاطب و فاء براى تعليل است و « لا » نافيه و « شىء » اسم آن و « باقيا » خبر آن است و « على الأرض » متعلق به « باقيا » و يا صفت براى « شىء » است و « وزر » اسم « لا » و « ممّا قضى اللّه » مركب از حرف جر و موصول و صله متعلق به شبه فعل عموم صفت براى « وزر » بوده و « واقيا » خبر آن است . معناى شعر : « صبر كن زيرا هيچ چيزى در زمين باقى نمىماند و هيچ پناهگاهى - براى نجات انسان - از قضاى الهى نگاه دارنده نيست » . الثالثة : « لا » مشبهة به « ليس » فقط در نكرات عمل مىكند ، برعكس « ليس » كه هم در نكرات و هم در معارف عمل مىكند ، به خلاف ابن جنى و ابن شجرى كه مىگويند : عمل « لا » در معارف نيز جايز است و متنبى اين شعر را بر مبناى اين دو سروده است : « إذا الجود لم يرزق خلاصا من الأذى * فلا الحمد مكسوبا و لا المال باقيا » « 2 » شاهد : در اعمال « لا » مشبهة به « ليس » در « الحمد » و « المال » كه معرفه هستند ، مىباشد . تركيب شعر : « إذا » شرطيه ظرفيه و در محل نصب و « الجود » فاعل فعل محذوف كه « لم يرزق » آن را تفسير مىكند مىباشد و « خلاصا » حال از ضمير تايب
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 612 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 377 ، أوضح المسالك : 1 / 204 ، همع الهوامع : 2 / 119 ، شرح ابن عقيل : 1 / 122 ، شرح الاشموني : 1 / 253 ، شذور الذهب : 196 ، قطر الندي : 144 . ( 2 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 377 ، قطر الندى : 145 ، شذور الذهب : 198 ، أمالى ابن الشجرى : 1 / 282 ، اللباب : 73 .